گزینه ها
خانه
بیوگرافی
یادداشت ها
دیدگاه ها
رویدادها
آرشیو برنامه های رادیوئی
مصاحبه وسخنرانی ها
حقوق بشر/Human Rights
آلبوم عکس
سامانه های سیاسی و خبری
جستجوی پیشرفته
پیوندها

Mrs Victoria Azad is a renowned politician who the past 40 years has worked in opposition against the Islamic Republic of Iran. She is known as a political analyst, writer and debater. Mrs Victoria Azad has initiated and started several important oppositional associations and is one of the founders of Iran Yaran. Mrs Victoria Azad is especially known for her strong connections to the opposition within the country. She has written numerous important articles and is one of the key figures within the Iranian opposition who is frequently interviewed on matters with regard to the current political situation in Iran In 2002 she was nominated for the Swedish Parliament and held a fourth place in the election. She holds a MA in Nursing and leadership and has worked as University Adjunct as well as held several Managerial position within her field of work.
برنامه های تلویزیونی

شبکه ایرانیاران

روی لوگو کلیک کنید

 اولین برنامه ایرانیاران در تلویزیون کانال یک با اجرای ویکتوریا آزاد موسس و رایزن این شبکه با موضوع معرفی شبکه ایرانیاران و استراتژی این شبکه در رسیدن به هدفِ اتحاد در اپوزیسیونِ مخالف با رژیم جمهوری اسلامی اجرا شد.

برای دیدن این برنامه به کانال یوتیوب #شبکه_ایرانیاران رجوع کنید👇
https://youtu.be/QeSoO6CBKm0
این برنامه را در کانال یک نیز میتوانید ملاحظه کنید
https://youtu.be/epM3n11SMqw
#ژنو_اپوزیسیون
#اتحاد_میلیونی
#شبکه_ایرانیاران
#کانال_یک
@iranyarannetwork1398
 
"کوروش نامه" چاپ پست الكترونيكي
Sample Imageسُروده ای از آبتین آیینه
با سپاس و ستایش ِ گِزنفُن  تاریخ نگار ِ برجسته ی یونان ِ باستان که اگر"کوروش نامه"اش را با همه ی کاستی هایش برای ما به یادگار نمی گذاشت؛ کوروش بزرگ ناشناخته تر از شناخت ِ هم اکنونمان می بود


پنجره ی پگاه را بازهم
در درازی پرده ای پنهان
از پهنای خواب بیداری ام
در هنگامه ی هفتمین روز
ِ آبان ماه می گشایم


رنگین کمان ِ برگ های پاییزی
پهنای پرده ی نگاهم را
بر ترانه ی سبز ِ سرو ِ تنها
تندیس می گرداند
تن ِ تنیده تناور
در برگه های سوزنی
در کهکشان ِ شیری
جُستار ِ نخستین را
راه یابی می کند
در گُسل ِ زمینیان
زمین با اکنونیانی،
چونان آدمک هایی دیوزاد
بر گرده ی همدیگر در انجام ِ گسستن،
دیوسالاری می کنند
بر هر دژی دیوبانان ِ پولاد بر سر،
چشم در آتش
پای در آهن
تازیانه بر دست
برده گیری برده فروشی،
برده کُشی را می گسترانند
چکه های آب و تکه های خشک ِ نان،
پردیس ِ آرزوی بردگان ِ بازمانده گشته است
زیرا زمین در بند ِ بردگی
و گسل ِ گسستگی فرو افتاده است
بدینسان:
پروانه گردان ِ پردیس ِ زمین برخاست:
من کوروش: مادرم ماندانا*
شاهدُخت ِ ماندگار ِ ماد
که مهربانی و دل آوری،
پدرم کمبوجیه پارسای روزگار ِ پارس
که پارسایی و دادگری را
بر من دلآرام گردانیدند
آموزگار ِ فرزانه ی پارتم
خردمندی و دلاوری را
نگین ِ نگاه ِ نگارم گردانید
بدین گونه:
بر پردیس ِ پریسای آتش رویی چون پانته آ*
در نیآمدم
بردگی اش را
به خواب بانوی افسانه ای بازگرداندم
شُوی به جنگ رفته اش را بازگشتاندم
تا در آغوششان شادمانی ی آرامش،
رامش را سایه بان باشد
تا پند ِ پیوند ِ پیمان ِ پانته آ،
پندار ِ نیک ِ پیمان را
با گفتار ِ نیک بگستراند
تا در بستر ِ نیکویی ها
نیکی ی کردار
زاینده ی اندیشه ی نیک گردد
با آدمیان در چهار گوشه ی زمین
سخن ها گفتم:
تا با یکدیگر جانکوبی و جنگ،
برده کِشی و برده داری نکنند
جانداران دیگر بویژه اسبان و سگان را
خویش ِ خویشتن بدارند
آنگاه آذربرزین
در گستره ی مهر ِ مهربانی،
دل ِ دلاوری و داد ِ دادگری
بر دل های آرزومند ِ بابِلیان آغوش گشودم
آنگاه بند ِ گودال های سیاه را برکندم
بردگان ِ در بند و سربداران را آزاد،
آنان را در سرسرای های خویش
در بارگاه ِ داد بنشاندم
من برده داری را برابری
آوارگی را آسودگی
گستگی را پیوستگی فرمان دادم
کینه ورزی را مهرورزی
ویرانی را آبادانی
سُوگ گُذاری و سینه گُدازی را
سُرور و شادمانی گردانیدم
تا خوان ِ گسترده ی زمین
برای همگان کام بخش شود
تا گیتی از گسل ِ گسستگی
به پیوند ِ پیوستگی
نخستین بار راهبر گردد
بدینسان
من کوروش:
شاه ِ بردگان ِ گسل ِ گسسته ی دیروزان
شاه ِ فرزندان ِ فروزان ِ اکنون و فردای کیهان
شاه ِ آزادگان، شاه ِ شاهان، شاه ِ جهان
با باور ِ بلند ِ خرد و مهربانی
بر بام ِ دلاوری و دادگری
آرامش ِ شادمانی را
در کام ِ برابری
در بستر ِ زمین، ماندگار گردانیدم
تا راستی و آشتی را
پیوسته راهبر،
دروغ و دشمنی را
از اندیشه ها دور،
در اندوخته های اندوه
اندرز گرداند
من جهانگیری را
برای جهانداری
جهانداری را
برای آزادی و آشتی ی آدمیان،
برابری را برای زنان و مردان،
ارمغان آوردم
تا زنان و مردان هموند و همسر
بر آوارهای دیوار ِ دیدار
آشیانه ی آغوش ِ رامش را
بر آسمان بُگشایند
تا رُخ از رُخداد
و روی از رویداد گشوده؛
بر نگارستان ِ نگاه ِ هر نگار
دیوان ِ دیده ی دیدار نگاشته شود
من خرد را
خدای خویش ِ خویشتن،
مهرورزی را
پروانه ی پگاه ِ پردیس ِ هر دم
دلاوری را
بانگ ِ بلند ِ دادگری
دادگری را
دلآرام ِ دلآوری ی دل ها
آهوی آرزوی آدمیان گردانیدم
من نخستین آشیانه ی آشتی
دروازه ی دیدار ِ دل ها را
روی به گستره ی گیتی سامان دادم
تا همگان از هر رنگ، آیین و نژاد
در جشن ِ نوروز در پاسارگاد
در گردهمایی ی گیتی گستر
دیوارهای دیدار را فرو ریزند؛
تا آتش ِ آشتی افروخته،
آرامش ِ سُرودن شکُفته،
آواز ِ پرواز نواخته گردد
تا پویشگران ِ جهاندار،
جانسالار ِ جهان بخش،
جاویدان، شاهنامه ام باشند
بدینسان
پس از درگذشتم،
پیکر ِ بی جانم را
به خاک بانوی پاسارگاد بسپارید
تا مُشتی خاک ِ ایران،
میهن ِ ماندگارم گردم.

* اشاره به ماندانا مادر کوروش بزرگ دختر واپسین پادشاه ماد آسیتاگس است؛ مادها نخستین شاهنشاهی ایرانیان را (550 تا 705 پیش از میلاد) برپا کردند.
* اشاره به پانته آ پریسای شوشی همسر آبراداتس از نزدیکان ِ پادشاه آسور است که هنگام ِ پیروزی مادها او را به بارگاه کوروش ارمغان آوردند.
گوتنبرگ- سوئد
http://abtinaeineh.blogfa.com/
 
< قبل   بعد >
 
2007 Victoria Azad