گزینه ها
خانه
بیوگرافی
یادداشت ها
دیدگاه ها
رویدادها
آرشیو برنامه های رادیوئی
مصاحبه وسخنرانی ها
حقوق بشر/Human Rights
آلبوم عکس
سامانه های سیاسی و خبری
جستجوی پیشرفته
پیوندها

Mrs Victoria Azad is a renowned politician who the past 40 years has worked in opposition against the Islamic Republic of Iran. She is known as a political analyst, writer and debater. Mrs Victoria Azad has initiated and started several important oppositional associations and is one of the founders of Iran Yaran. Mrs Victoria Azad is especially known for her strong connections to the opposition within the country. She has written numerous important articles and is one of the key figures within the Iranian opposition who is frequently interviewed on matters with regard to the current political situation in Iran In 2002 she was nominated for the Swedish Parliament and held a fourth place in the election. She holds a MA in Nursing and leadership and has worked as University Adjunct as well as held several Managerial position within her field of work.
برنامه های تلویزیونی

شبکه ایرانیاران

روی لوگو کلیک کنید

 اولین برنامه ایرانیاران در تلویزیون کانال یک با اجرای ویکتوریا آزاد موسس و رایزن این شبکه با موضوع معرفی شبکه ایرانیاران و استراتژی این شبکه در رسیدن به هدفِ اتحاد در اپوزیسیونِ مخالف با رژیم جمهوری اسلامی اجرا شد.

برای دیدن این برنامه به کانال یوتیوب #شبکه_ایرانیاران رجوع کنید👇
https://youtu.be/QeSoO6CBKm0
این برنامه را در کانال یک نیز میتوانید ملاحظه کنید
https://youtu.be/epM3n11SMqw
#ژنو_اپوزیسیون
#اتحاد_میلیونی
#شبکه_ایرانیاران
#کانال_یک
@iranyarannetwork1398
کتاب اول دبستان

 
انتخابات از کدام منظر؟ چاپ پست الكترونيكي
 حشمت اله طبرزدی   
http://www.mohandestabarzadi.blogfa.com/post-1147.aspx

یکی از پرسش های اساسی ما در شرایط کنونی این است که انتخابات را از کدام منظربر رسی کنیم؟.اگر از نظرگاه فلسفی-حقوقی به ان نظر کنیم چه چیزی عایدمان خواهد شد؟ ایا در جامعه ای که هنوز بیش از نیمی از ان کم سواد یا بی سواد هستند و نهاد های مدنی و تشکل های مستقل سیاسی در ان گسترش نیافته است، سخن از انتخابات به عنوان یک حق یا وجه ممیزه ی حیوان عاقل از حیوان غیر عاقل و غیر مختار می تواند یک سخن سازنده باشد؟ برگزاری انتخابات در ایران من را به یاد یک بیان طنز گونه از سوی دوستی می اندازد.او برای من تعریف می کرد که اشنایی از اهالی روستا به شهر امده بود. فاصله ی ان روستا با شهر زیاد نبود به همین دلیل از ما پرسید که ایا نماز او کامل است یا باید شکسته بخواند. این دوست  من که خود اهل منطق و دانش بود با برادرش که او هم دانشجو و اهل منطق و بحث بوده،سرگرم بحثی داغ و شرعی می شوند تا معلوم کنند که ایا نماز ان روستایی کامل است یا شکسته. دوست من تعریف می کرد در هنگامه ی یک بحث داغ،به نا گاه متوجه می شوند که ان مرد روستایی همچون کلاغی سر به مهر می زند و در فاصله ی زمانی کمتر از یک دقیقه هر دو نماز ظهر و عصر را به جا اورد و نشست تا به مباحثه ی علمی  ان ها  گوش فرا دهد! او می گفت با مشاهده ی این وضع به طرف مقابل گفتم که این نمازی که این خواند،چه فرقی دارد که شکسته یا کامل باشد!؟پس بی جهت خود را خسته نکنیم. حال من به خود می گویم که این انتخاباتی که جمهوری اسلامی برگزار می کند چه نیاز به این همه قیل و قال دارد؟  این ها پرسش های مقدر برای یک بحث اساسا منطقی و واقع گرایانه است. واقع گرایانه به این مفهوم  که بخشی از  مردم ایران هنوز به ان اندازه از رشد سیاسی- اجتماعی نرسیده اند که انتخابات را به عنوان یک حق بر شمارند که از طریق اعمال ان می توان به زندگی بهتری دست یافت. ان ها  انتخابات را یا  یک تکلیف شرعی قلمداد کرده و یا به دلیل بی محتوا دیدن ان در طول سال های پیش و پس از انقلاب، اصولا برایش اهمیتی در خور قایل نیستند. از دیگر سو، نسبت مستقیمی بین یک انتخاب  و میزان رفاه اجتماعی یا بهتر شدن زندگی خود نیافته اند. بنابر این، نمی توانیم به یک بحث تئوریک صرف، دل خوش کرده اما می توانیم بپذیریم و تاکید کنیم که در کشور ما انتخابات از محتوای درست خود خارج شده است و حتا   گروه ها ی سیاسی و نخباگان نیز این امر را پذیرفته و در مواردی برخی از ان ها  به وضع موجود تن داده اند.ان ها نیز قبول کرده اند که اکثریت مردم، برای انتخابات ارزش حقوقی خاص خود یا جایگاه عینی مثبت در زندگی خود بر نمی شناسند. اگر چنین بود حتما می بایست برای اعاده ی ان به جایگاه  حقیقی و حقوقی تلاش می کردند. گروهی از  الیت ها حتا این را پذیرفته اند که به وضع موجود تن بدهند و حداکثر از بین بد و بدتر به گزینه ی بد رو بیاورند. به راستی در جامعه ای که اکثریت مردم از کارکرد واقعی یک انتخابات واقعی یعنی انتخابات ازاد و دموکراتیک غافل هستند و الیت ها، نیز دعوت می کنند تا تسلیم وضعیت موجود شویم چه باید کرد؟ایا پرداختن به مباحث فلسفی-حقوقی و سخن گفتن از اهمیت یک انتخابات ازاد و دموکراتیک یا برشمردن تعارضات قانون اساسی جمهوری اسلامی با اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و یا تعارضات اصول گوناگون قانون اساسی با خود، ثمر بخش خواهد بود؟ برای نمونه از اظهار نظر دکتر سروش به عنوان یک الیت یا روشنفکر دینی یاد می کنم. تردیدی نیست    که دکتر سروش پدر معنوی نو اندیشی دینی در عصر حاضر در ایران است. همین فرد ان گاه که نوبت به بیان قرائت نو از دین فرا می رسد و قرار است از نسبت دین با دموکراسی حرف بزند، ان گونه سخن می گوید که گویا در اسمان ها سیر می کند و به واقعیت  حتا نیم نگاهی ندارد. برای این که تعریفی از ذات یا گوهر دین ارایه می دهد که سراسر، سازگاری و پذیرش با دموکراسی و حقوق بشر از ان مستفاد می شود. انگار نه انگار که قوانین محدود کننده ی شریعت در مقابل این سازگاری از خود سرسختی نشان داده و یک سره به دشمنی با تحقق اراده ی اکثریت به جای اراده ی فقها می پردازد. اما ان زمان که به عینیت اجتماعی مربوط می شود و پای عمل در میان  است، این روشنفکر دینی به نا گاه همه ی قیل و قال ها و سخنان روشنفکری را کنار می نهد و همچون سیاست ورزان حرفه ای  به تایید کروبی می پردازد و  به سبک حاکم حاضر و با ادبیاتی مشابه از پیروان خواهد تا به کروبی رای بدهند!دکتر سروش از خودش نمی پرسد که در یک انتخاب غیر ازاد و غیر دموکراتیک و استصوابی که فقط برخی از خودی ها و نزدیکان به دایره ی ولی فقیه امکان تایید شدن دارند چرا باید شرکت کرد و از کاندیدایی خاص حمایت نمود؟ این چه عدالتی است که فقط شامل حال عده ای می شود و نابکارانه و غدارانه حقوق اکثریت را زیر تیغ خونین استصوابی سلاخی می کند؟ او فراموش می کند که روشنفکری که از دین حرف می زند و دین و ازادی و دین و عدالت را برابر نشین و هم نشین و هم سایه و بلکه سایه به سایه بر می شمارد، به یک باره از جایگاه ناظر بی طرف و بلکه مدافع حق و اخلاق و عدالت خارج شده و به سان ولی فقیه برای پیروان خود نسخه می پیچد و از ان ها دعوت می کند تا به فلان تایید شده ی استصوابی رای بدهند!به راستی در این اشفته بازار نظر وعمل و در این وانفسای بی عملی و تجاوز از عقیده و تناقض در روش و گویش، می توان از مقوله ی انتخابات به وجه درست ان سخن گفت؟می بینم که در کنار حکام مستبد که اصول یک انتخابات ازاد و دموکراتیک را زیر پا گذاشته اند، روشنفکران و برخی احزاب و تشکل ها همین تجاوزگری حکام را به وجهی دیگر تئوریزه کرده و در عمل با ان ها هم نشین و رفیق می شوند . و می بینم که به نام مصلحت، اساسی ترین حقوق شهروندی و بلکه انسانی را زیر پا می گذارند. ایا در این اشفته بازار نظر ورزی و بی عملی و بلکه بد عملی، می توان دامنه ی یک بحث تئوریک را گشود و انتظار تعمیق فرهنگ سیاسی و گشایش فضای اجتماعی  را داشت؟الیت ها تجاوز  به حقوق اساسی ملت و نادیده انگاشتن حق انتخاب ازاد را صرفا به این بهانه نادیده می گیرند که با شرکت در این انتخابات از امدن مجدد احمدی نژاد جلوگیری کنیم.و لابد در انتخابات غیر ازاد بعدی نیز به شرط پیروزی اصلاح طلبان باید شرکت کرد تا دوباره پیروز شوند. همان گونه که در انتخابات های گذشته با همین منطق غلط شرکت کرده و به مرور این رویه به عنوان یک اصل پذیرفته شده است. در واقع حکام مستبد با اعمال سیاست های مستبدانه و جلوگیری از انتخابات ازاد، روشنفکران ما را عادت داه اند تا همین شرایط را تئو.ریزه کرده و با پذیرش اصل مصلحت  خود و دوستان، حق و حقیقت را قربانی کنند. ایا غیر از این بوده و هست؟اگر دکتر سروش که در  دور پیش نیز نظرات مشابه داد، فقط  برای یک بار به ما می گفت که این دور باطل حق کشی و تسلیم گرایی چه زمانی قرار است گسیخته شود و مثلا کاندیدای اصلاح طلب چگونه قرار است با استصوابی در بیفتد و ان را از میدان به در کند، در ان صورت می شد به عنوان یک تاکتیک سیاسی شرکت در انتخابات را پذیرفت. اما شور بختانه این روشنفکر دینی، چون شرط نامشروط فلسفی کانت(!؟) از پیروان خود دعوت می کند تا در انتخابات شرکت کنند و حتما به کروبی رای بدهند!مصلحت و خرد سیاسی ایجاب می کند تا برای حضور خود شرطی گذاشته و وعده یا مطالبه ای را معین کرده و پس از ان و بر این قاعده دست به یک سیاست ورزی یا تعامل اجتماعی بزنند. در صورتی که کروبی هنوز معین نکرده و البته نمی کند- برای این که نمی تواند- که اگر انتخاب شود کدام مطالبه ی حد اقلی را قرار است براورده کند. او صرفا و به صورت فله ای شعار می دهد و حرف های زیبا سر می دهد. اما هنوز نگفته است که اگربخواهد ازادی زندانیان سیاسی را تضمین نماید یا از ستاره دار کردن دانشجویان جلوگیری نماید یا ازادی احزب و انتخابات را تضمین نماید و در چنین شرایطی با اراده ی فراقانون مواجه شد - ان گونه که خاتمی شد و تسلیم شد- در ان صورت چه خواهد کرد؟. اگر گفته است به ما نیز خبر دهید تا  از روی خرد ورزی سیاسی در انتخابات شرکت کنیم و به کروبی رای بدهیم.دعوت مردم به شرکت در یک انتخابات غیر ازاد و غیر عادلانه و رای به کروبی یا موسوی ان گونه که روشنفکر دینی ما، انجام داده است بدون گرفتن یک تضمین قوی برای براورده کردن یک مطالبه ی معین- ولو حداقلی- و فقط برای این که احمدی نژاد نیاید، اما رفیق ما بیاید، شرط عقل و حکمت نیست. نه تنها دکتر سروش بلکه همه ی کسانی که صرفا و صرفا داعیه ی کسب قدرت را ندارند و در پس هر تایید و تکذیب ان ها یک خواست انسانی یا دموکراسی خواهانه نهفته است باید به این امر توجه داشته باشند که شرکت در یک امر اجتماعی-سیاسی که ناعادلانه بودن ان نه تنها از پیش معلوم است بلکه بی عدالتی و غیردموکراتیک بودن ان همچون یک روال در امده، به معنای مشروعیت دادن به یک ظلم اشکار است. بنابراین حتما باید هدف بزرگ تر و مصلحت بالاتر در میان باشد که حاضرشوند به این ظلم اشکار تن بدهند. اگر برای به دست اوردن مطالبات خود ،هیچ تضمینی دریافت نکرده اید و فقط به خرواری از وعده و عید ها  دل خوش کرده اید باید به خرد سیاسی شما تردید کرد. زمانی که خاتمی امد قتل های زنجیره ای انتفاق افتاد و در حادثه ی 18 تیر ماه 1378 هزاران دانشجو سرکوب و اخراج و برخی کشته و ناپدید شدندو مطبوعات به صورت فله ای تعطیل گردیدند. اینک برخی برای توجیه حضور خود در انتخابات، اخراج   و ستاره دار شدن دانشجویان در دوره ی احمدی نژاد را لیست می کنند. پرسش این است که چه تضمینی وجود دارد که در دوره ی کروبی یا موسوی، حوادثی از این بدتر اتفاق نیفتد؟ ایا ان ها توانسته اند چنین تضمین هایی بدهند؟ اگر داده اند به مانیز نشان بدهند تا در انتخابات شرکت کرده و به ان ها رای بدهیم. اما من مطمئن هستم که قادر نیستند چنین کنند. برای این که ساخت حکومت چنین اجازه ای نمی دهد. سرکوب و جنایت، جزو ساخت و سرشت این حکومت است. برای رسیدن به ازادی و صلح و عدالت می بایست این ساختار را تغییر داد. جا به جایی مهره ها که خاتمی از ان ها به تدارکات چی یاد کرد چیزی را عوض نخواهد کرد.اگر اصلاح طلبان یک بار و فقط یک بار این جرئت را در خود می دیدند و دست از منافع حزبی خود می شستند و با نیرو های سکولار و تغییر خواه ،هم صدا شده و در این انتخابات ظالمانه شرکت نمی کردند، در ان صورت حکومت ولایت مطلقه با چالشی جدی مواجه شده و مجبور بود در رویه ی خود تجدید نظر کند. اگر اصلاح طلبان حاضر به چنین کاری نیستند، بیهوده از مخالفین رژیم نخواهند که در یک انتخابات غیر ازاد و غیر دموکراتیک شرکت کرده و به ظلم و بی عدالتی مشروعیت بدهند.

 
< قبل   بعد >
 
2007 Victoria Azad