گزینه ها
خانه
در باره ما
یادداشت ها
دیدگاه ها
رویدادها
آرشیو برنامه های رادیوئی
مصاحبه وسخنرانی ها
حقوق بشر/Human Rights
آلبوم عکس
سامانه های سیاسی و خبری
جستجوی پیشرفته
پیوندها
درخواست


خبرگزاری مجموعه فعالان
حقوق بشر در ایران
(هرانا)


با زنان نقال ایران آشنا شوید
ساقی عقیلی ( ندا آفرید )
با ساقی عقیلی آشنا شوید
http://forum.irtools4u.com/
showthread.php?p=234182

لینک جدیدترین نقالی های بانو عقیلی
وبلاگ بانو عقیلی
http://modernnarrating.webs.com
/photos.htm


فاطمه حبیبی زاد ( گردآفرید )
وبلاگ رسمی بانو حبیبی زاد
http://www.gordafarid.net


Active Image
 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران


Active Image

 

Active Image

Active Image

Active Image
 


Riksteatern



Active Image


Active Image

 


Active Image


Active Image
 
 
در باره ما چاپ پست الكترونيكي
شمه اي كوتاه از سوابق تحصيلي و مبارزاتي من:  

تحصیلات؛
كارشناس ارشد پرستاري ـ فوق لیسانس نرسینگ و لیسانس مدیریت ازدانشگاه گوتنبرک ـ سوئد و دانشگاه بوروس در كشور سوئد ، هم چنین دارای لیسانس علوم آزمایشگاهی از دانشگاه باکو.

شغل؛
شغلهاي مختلفي داشته ام از نرس بيمارستان، نرس در بخش سالمندان، نرس متخصص در بهداري، مدير پروژه توسعه بخش هاي درماني ، رييس خدمات درماني در بخشهاي مختلف بيمارستاني و درماني و اكنون استاد دانشگاه( Gothenburg university) در رشته مديريت و ساختارسازي

سوابق سیاسی اینجانب به قرار زیر است :

در سالهای قبل از انقلاب از سن ١٢ سالگی تا حدودا ١٤ سالگی در ارتباط با هسته های مخفی خمینی در تهران قرار گرفتم و هم چنبن تحت تعالیم دینی حسینیه ارشاد و خانم مریم بهروزی که بعدها نماینده جامعه زینب و نماینده مجلس شورای اسلامی شد قرار داشتم. از سن 15 سالگی يعني دو سال قبل از انقلاب به جریان چپ کمونیستی روی آوردم و با سازمان چریکهای فدایی خلق آشنا شدم. بعد از انقلاب فعالیتهای گسترده ای درهمکاری با حوزه دانش آموزی و دانشجویی و کارگران اين سازمان داشتم که منجر به چندین دستگیری و فرار از ایران در سال ١٣٦٣ شد. يكسال در جنوب ايران شهر اهواز مخفي بودم، محل مخفيگاه من توسط برخي فعالان تواب حزب توده لو رفت و من محبور به ترك اهواز بسمت تهران شدم. در يك حادثه كاملا اتفاقي توسط دوست صميميم قانع شدم كه ايران را عليرغم ميلم ترك كنم.  در حالی از ایران به آذربایجان شوروی سابق فرار کردم که حکم اعدام من صادر شده بود. مدت هفت سال در باكو كه در آنزمان متعلق به اتحاد جماهير شوروي بود بدون داشتن حق پاسپورت شهروندی زندگی و فعالیت سیاسی داشتم. در دسامبر ١٣٧٠ در تلاطم آزادي جمهوري هاي تحت نفوذ حزب كمونيست شوروي و اعلام استقلال کشور آذربايجان (باكو) آن كشور را به مقصد سوئد ترک کردم. در آن كشور ما از بسياري از حقوق شهروندي محروم بوديم حتي پاسپورت ما به زبان روسي " بي وطن" نام داشت. زندگي سياسي و خصوصي من نيز در کشور سوئد تلاطمات عديده اي را بدنبال داشته. علاوه بر وظایف مادری و با داشتن دو فرزند و وضعیت مالی سخت طولی نکشید که تحصیلات آکادمیک خود را در دانشگاه گوتنبرگ آغاز کردم. در عین حال فعالیتم را با سازمان فداییان خلق (اکثریت ) دوباره از سرگرفتم و مسئولیتهای مختلفی در سازمان داشتم. بالاخره به همکاری ام با سازمان فداييان در سال ١٣٧٣ برای همیشه به پایان رسید.
 در سال ١٣٧٧ عضو حزب چپ پارلمانی سوئد شدم و بعد از سه سال فعاليت فشرده در حزب و انجام وظايف گوناگون در حوزه بين الملل، زنان، خدمات درماني درسال ١٣٨٠ میلادی از طرف حزب چپ سوئد جهت شرکت در انتخابات مجلس سوئد برگزیده شدم که از رتبه شانزدهم در لیست انتخابی به رتبه چهارم دست پیدا کردم که بسیار موفقیت چشمگیری بود ولی برای ورود به مجلس کافی نبود.هم چنین بمدت دو سال نماینده شورای شهر در بخش کمون موندال در غرب سوئد بودم و با سوالات مربوط به حوزه خانواده ، کار و مسکن کار میکردم. همزمان عضو سازمان عفو بین الملل سوئد بودم و عضو گروه ایران و عضو شبکه زنان سازمان عفو بین الملل . هم چنین در سال ١٣٨٠ میلادی مسئول کمیسیون زنان حزب چپ سوئد بودم و در یک مقطع نماینده ویژه در کمیسیون بین الملل بخش پارلمانی حزب چپ در دیدار با مقامات پارلمانی اتحادیه اروپا ١٣٨٢ .
در دوره هاي گوناگون سخنگوی جامعه دفاع از حقوق بشر و دموکراسی درشهر گوتنبرگ نیز بودم و در آنجا فعالیتهای وسیعی در ارتباط با نقض حقوق بشر در ایران داشتیم.
در سال ١٣٨٣ همکاری با حزب پارلمانی چپ را پايان دادم. دلیل آن تغییر نظرات من و عدم توافق با سیاستهای این حزب در نوع نگاه ایدیولوژیک آنها به سیاست و تاييد مناسبات مماشات گرانه سوئد با حكومت ايران بود. من يا بايد خافظ منافع سوئد ميبودم و يا به فكر آزادي ايران، من دومي را انتخاب كردم.
مجموعه تلاشهای من برای سوال مربوط به ایران به شرح زیر خلاصه میشود»
١. تماس فعال با فعالین داخل کشور از حوزه های مختلف و اقشار مختلف ایرانیان داخل کشور

٢. تاسیس سایت شخصی ام و جمع آوری فعالیتها و مقالات  وسخنرانیها ووو    www.victoriaazad.com   

٣. در سال ١٣٨٢ میلادی عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهی شدم و ابتدا در گروه اجرائی برای برگزاری اولین همایش اتحاد فعالیت میکردم سپس بعنوان عضو شورای اجرایی اتحاد جمهوری خواهان ایران در نشست وسیع در آلمان برگزیده شدم. متاسفانه این جریان به انحراف رفت و در عمل مواضع راستگرايانه هماهنگ با اصلاح طلبان داخلي او موجب ريزش كاملش شد و من از این جریان فاصله گرفتم و استعفای رسمی و مطبوعاتی خود را انتشار دادم .
٤. طولی نکشید که مبتکر تاسیس گروه مجمع پیوند دموکراسی خواهان ایران شدم و در سال ١٣٨٥ در پیوند با شبکه همبستگی ملی ایرانیان و درهمکاری با یاران داخل ایران و خارج از ایران و هم چنین با حضور شاهزاده رضا پهلوی کوشش بسیاری مصروف به تشکیل کنگره ملی ایرانیان صورت دادیم .تلاشها ی ما متاسفانه با موانع جدی روبرو شد و این گروه بزرگ با دستاوردهای خوب و بد از هم پاشید.
٦. تاسیس شبکه جهانی سکولارهای سبزایران در سال ١٣٨٩ و اينجانب منتخب مجمع وسیع سکولارهای سبز در شورای اجرایی شبکه شدم و فعاليتهاي گسترده اي در غالبهاي تشكيلاتي و تئوريك و توليد انديشه صورت داديم. متاسفانه این جریان هم با دستاوردهای خوب اما سمتگیریهای نه چندان درست و خودمحوري و استبداد صعب درون تشكيلاتي از طرف مسئول اين جريان نتوانست نیروی وسیعی را که به گرد خود جمع کرده بود نگاهدارد و با نیروی اندکی به کار خود ادامه داد.

٦.  تلاش برای تشکیل شورای نجات ایران در گفتگوهای تنگاتنگ با شاهزاده و یاران دیگر. شرکت فعال در جلسات مختلف ، ترغیب یاران داخل کشور به شرکت در این جلسات، تنظيم منشور و گفتگوي فعال با سران احزاب اتنيك ايران و تلاش براي تشكيل يك ائتلاف بزرگ. متاسفانه اين سمتگيري تغيير جهت داد و شوراي ملي ايران تاسيس شد شورايي كه در واقع ساختار ملي نداشت و عليرغم اقبال كوتاه مدت خود با ريزش نيروي فراوان مواجه شد.

٧. در همان سال ١٣٨٩ اتحاد زنان ایران برای دموکراسی را بنا گذاشتيم که هم در داخل کشور و هم در خارج از کشور صدای بزرگی به پا کرد و امید جدیدی ایجاد کرد . این جریان با آرم مخصوص و میثاق محکمی برای بازیافتن حق زنان برای شرکت وکسب قدرت سیاسی اعلام موجودیت کرد. یک هییت یازده نفره از چهره های سرشناس فعالین زنان  مسئولیت سازماندهی این جریان را بعهده گرفت. متاسفانه این جریان نیز با توطئه در نطفه خفه شد و سايت و مركز اداره آن از هم پاشيد.

بعد از كسب تجارب شكستها و پيروزيهاي مكرر ، آموختيم كه تسليم نشويم و براي پيروزي نور بر ظلمت پابرجا و اميدوار برزميم.
در تلاش هستم خاطرات و تجارب مبارزاتي و سه دوران قبل از انقلاب، به هنگام انقلاب و بعد از انقلاب را به نگارش در بياورم.
مبارزه براي رهايي ايران ادامه دارد!
 
 
2007 Victoria Azad