گزینه ها
خانه
در باره ما
یادداشت ها
دیدگاه ها
رویدادها
آرشیو برنامه های رادیوئی
مصاحبه وسخنرانی ها
حقوق بشر/Human Rights
آلبوم عکس
سامانه های سیاسی و خبری
جستجوی پیشرفته
پیوندها
درخواست


خبرگزاری مجموعه فعالان
حقوق بشر در ایران
(هرانا)


با زنان نقال ایران آشنا شوید
ساقی عقیلی ( ندا آفرید )
با ساقی عقیلی آشنا شوید
http://forum.irtools4u.com/
showthread.php?p=234182

لینک جدیدترین نقالی های بانو عقیلی
وبلاگ بانو عقیلی
http://modernnarrating.webs.com
/photos.htm


فاطمه حبیبی زاد ( گردآفرید )
وبلاگ رسمی بانو حبیبی زاد
http://www.gordafarid.net


Active Image
 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران


Active Image

 

Active Image

Active Image

Active Image
 


Riksteatern



Active Image


Active Image

 


Active Image


Active Image
 
دیدنی ها
image15.jpg
 
زندان رجایی‌شهر چاپ پست الكترونيكي
 پنجشنبه , ۷ مرداد , ۱۳۸۹   
دکتر سعید ماسوری  که در دی ماه سال ۱۳۷۹ در دزفول بازداشت شد از جمله زندانیان سالن ۱۰ بند ۴ زندان رجایی‌شهر در کرج است. وی در دادگاه‌ اولیه و تجدیدنظر به اعدام محکوم شد و چند سال زیر حکم اعدام بود.  وی در مدت ۱۰ سال بازداشت، سه سال را در سلول‌های انفرادی تهران و ذزفول گذراند.  حکم اعدام وی پس از تلاش‌های بسیار به حبس ابد کاهش پیدا کرده است.

  در طی ده سال گذشته وی حتا از یک روز مرخصی نتوانسته استفاده کند. در طی مدت بازداشت اولیه و سلول انفرادی وی مورد شکنجه‌های روجی و جمسی فراوانی قرار گرفته بود.

اکنون وی چند سال است که به زندان رجایی‌شهر منتقل شده و در این زندان با وضعیت دشواری به سر می‌برد. وی نامه‌ای از درون زندان در مورد وضعیت این زندان نوشته است که در اختیار رهانا، سامانه خبری «خانه حقوق بشر ایران» قرار گرفته است:

اگر چه ممکن است در خارج از زندان زندگی‌ به ظاهر در جریان باشد ولی‌ قطعاً در همین کرج کسی‌ نمی‌تواند باور کند که چند متر آنطرفتر یعنی‌ پشت دیوار زندانی که از کنار آن عبور می‌کند چه جهنّم و فاجعه انسانی‌ در حال وقوع است،همانطور که خیلی‌ها در اطراف اردوگاههای داخو و آشویتس هم در حال زندگی‌ بودند و شاید به درستی‌ نمی‌‌دانستند درداخل آن چه می‌گذرد.

میخواهم تنها در یک پلان شمایی از زندان رجائی شهر که نزد اهالی کرج بسیار بزرگ مینماید ولی‌ در واقع به دلیل ازدحام جمعیت بسیار کوچک است را به تصویر بکشم . اینجا گویی که دنیایی دیگر است ،چیزی شبیه جهنّم در فیلمهای تخیلی‌،آکنده از آتش و دود و چهرههای سیاه سوخته و ژولیده ، بدنهأی لخت و عرق کرده و سراسر قرمز و آبله ای‌ بر اثر زخم نیش شپش ، شلوار هایی با لنگ پاره شده آن که به عنوان کمربند استفاده شده ، پاهای برهنه و کثیف لباسهای پشت و رو پوشیده شده به خاطر شپش، دمپایی های پاره و لنگه به لنگه، هوای کثیف و آلوده، بوی زباله‌های متعفن شده، گنداب توالت های  سر ریز شده، استفراغ‌های خشک ناشی‌ از مسمومیت‌ها ،خلتهای سینه عفونی‌ شده که همهٔ محوطه را فراگرفته،بوی عرق بدن هایی که در این فضای بسته و گرم و آلوده به ندرت امکان حمام کردن می‌‌یابند…همه و همه با بوی زخم ادرار افرادی که نمیتوانند خود را کنترل کنند به اوج  می‌‌رسد و این همه با فریاد و همهمهٔ سرسام آور زندانیانی که با بطری‌های پلاستیکی سیاه شده به عنوان لیوان چای در صفهای انبوه،دو صف ایستاده و یا پشت سر هم در صفهای چند ردیفه و فشرده در نوبت توالت و حمام و غیره صف کشیده‌اند ، رخ میدهد .

چهره‌های تکیده شده ناشی‌ از سو تغذیه ولی‌ پنهان در پشت انبوه ریش و موهای ژولیده ، سرفه‌های دلخراش ناشی‌ از مشکلات ریوی به خاطر فضای بسته آلوده، بدنهای غیر متعارف که کودکان قحطی زده آفریقا را تداعی می‌‌کند ، انبوه زندانیان ولو شده در وسط راهروها که یا به خوابی‌ مرگ مانند فرو  رفته اند  و یا به شکل گرما زده شده وا رفته و با چشمانی بی‌ روح به نقطه ایی از دیوار و سقف خیره مانده و یا چمباتمه به دیوار تکیه داده، لخت شده، شپشها را در درز لباس‌هایشان می‌‌جویند که در حین عبور انبوه نفرات به آنها میخورند ، تقریبا عادت کرده اند.

انبوهی دیگر که تنها به خاطر اینکه امکان قدم زدن در این ازدحام را نمی‌‌یابند تنها و یا دو نفره ایستاده  دیگران را تماشا میکنند و یا با بخیه‌های روی مچ و یا گردنشان که ناشی‌ از خود زنی‌ است بازی میکنند و عموما هم تکه پارچه یا حوله ای‌ در دست دارند که هم برای خشک کردن عرق  سر و صورت هر چند دقیقه به سرو صورت می‌‌کشند  و هم به عنوان ماسکی  جلوی دماغ و دهنشان می‌‌گیرند تا بوی گند و آلودگی هوا را به میزانی‌ کنترل و تحمل کنند و با همه اینها در هیاهوی کر  کننده بلندگو و یا فریادها یی‌ با فحش‌های رکیک دیگران را به سکوت و  رعایت  نوبت توالت و حمام  و غیره دعوت می‌کند همراه است واین همه را وقتی‌ میتوانیم بفهمیم که بدانیم در جائی‌  که حد اکثر ۹۰ نفر گنجایش استاندارد آن است ، ۱۱۰۰ نفر محبوس است، برای هر ۲۵۰ نفر ۱ حمام ، هر ۵۰۰ نفر یک شیر صابون یا مایع دستشویی هر ۱۷۰ نفر یک توالت ( آن هم اغلب پر و سر ریز کرده است) هر ۵ نفر یک متر مربع جا(به همین خاطر از فضای راهرو و راه پله‌ها هم استفاده میشود) و هر ۵ یا ۶ نفر روی ۱ پتو می‌خوابند و مجبورند از ۷ صبح تا ۷ شب هم بیرون از سلولها و در محوطه هواخوری و جلوی  آفتاب باشند  چون در سلولها و زیر سقف مطلقاً جا نمی‌‌شوند، حتی در محوطه هواخوری هم به ندرت جائی‌ برای ایستادن گیر می‌‌آید و وقتی‌ غذا برای خیلی‌ها تنها روی تکه ایی روزنامه ریخته میشود به جز داخل هواخوری جائی‌ برای نشستن و خوردن آن نمی‌‌یابند و این اوضاع حتی زندانبانان را هم به سطوح آورده چون حتی امکان شمارش و آمارگیری را هم در این ازدحام جمعیت نمی‌‌یابند و خود نیز در معرض انواع بیماریهایند…

و عجب اینکه تلویزیون از بوق سگ‌ تا پاسی از شب از کرامت انسانی‌، جایگاه انسان و حتی مدیریت جهانی‌ صحبت می‌کند ولی‌ از این اوضاع سخنی به میان نمی اید چرا که صحبت از بهداشت و حمام  و توالت با امنیت ملی‌ گره خورده و طرح آن جرمی‌ در ردیف اقدام علیه امنیت و نشر اکاذیب است و اگر کسی‌ هم مثل رضا جوشن جوان ۲۲ ساله ایی که در وقایع انتخابات دستگیر شد به این وضع اعتراض و آنرا بیان کند بلافاصله به سلول انفرادی منتقل می‌‌شود، البته من هم انتظاری غیر از  این ندارم ولی‌ اوضاع رجائی شهر ( و البته بقیه زندانها) بسیار اسفناکتر از آن است که سلول انفرادی راه حل آن باشد و بیخود نیست که برای زندانیان در ایران گوانتانامو و ابو غریب رویایی است دست نیافتنی و امید اعدام  شدن راه خلاصی سهل الوصول تر و بسیار متداول تر است و دست یافتنی تر…
سعید ماسوریزن
زندان رجائی شهر
مرداد ۱۳۸۹
 
< قبل   بعد >
 
Sample Image


Active Image


Sample Image
------------------------
 
نظرسنجی
آ یا با حمله نظامی به ایران موافقید یا خیر ؟
 
کلیک کنید

Active Image

Victoria Azad's Column


با ویکتوریا در پرشین رادیو بسوی ایران

کلیک کنید و گوش فرا دهید
نظرتان را از طریق سایت و یا ایمیل
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
با ما در میان بگذارید

Active Image

Active Image

گزارش از آخرین اقدامات ما در دفاع از زندانیان سياسی


نامه سرگشاده ی خانواده زندانیان سیاسی به سازمان ملل متحد
این نامه در رسانه های گوناگون بازتاب یافته است

نامه چهارم ما به سازمان ملل و مراجع دیگر

رساله آيت الله بروجردی در رد ولايت فقيه

به کمپین برای آزادی حشمت الله طبرزدی ، آیت الله کاظمینی بروجردی  ، شیوا نظرآهاری ، عبدالله مومنی ، عدنان حسن پور، حبیب الله لطیفی ، سمیه رشیدی  و هموطنان بهائی و صدها تن دیگر ازفرزندان دربند ایران زمین بپیوندید !



Active Image


اسماعیل خویی، شاعر ایرانی که از هواداران سازمان چریک های فدایی خلق ایران بوده است، از دشواری های غربت برای مجبور شدگان به ترک کشور پس از انقلاب ایران و دستاوردهای خود در دوران غربت می گوید و به اننقاد از خود، روشنفکران ایرانی و جنبش چپ می پردازد. روی عکس کلیک کنید
 Active Image
 
2007 Victoria Azad