گزینه ها
خانه
بیوگرافی
یادداشت ها
دیدگاه ها
رویدادها
آرشیو برنامه های رادیوئی
مصاحبه وسخنرانی ها
حقوق بشر/Human Rights
آلبوم عکس
سامانه های سیاسی و خبری
جستجوی پیشرفته
پیوندها

Mrs Victoria Azad is a renowned politician who the past 40 years has worked in opposition against the Islamic Republic of Iran. She is known as a political analyst, writer and debater. Mrs Victoria Azad has initiated and started several important oppositional associations and is one of the founders of Iran Yaran. Mrs Victoria Azad is especially known for her strong connections to the opposition within the country. She has written numerous important articles and is one of the key figures within the Iranian opposition who is frequently interviewed on matters with regard to the current political situation in Iran In 2002 she was nominated for the Swedish Parliament and held a fourth place in the election. She holds a MA in Nursing and leadership and has worked as University Adjunct as well as held several Managerial position within her field of work.
برنامه های تلویزیونی

شبکه ایرانیاران

روی لوگو کلیک کنید

 اولین برنامه ایرانیاران در تلویزیون کانال یک با اجرای ویکتوریا آزاد موسس و رایزن این شبکه با موضوع معرفی شبکه ایرانیاران و استراتژی این شبکه در رسیدن به هدفِ اتحاد در اپوزیسیونِ مخالف با رژیم جمهوری اسلامی اجرا شد.

برای دیدن این برنامه به کانال یوتیوب #شبکه_ایرانیاران رجوع کنید👇
https://youtu.be/QeSoO6CBKm0
این برنامه را در کانال یک نیز میتوانید ملاحظه کنید
https://youtu.be/epM3n11SMqw
#ژنو_اپوزیسیون
#اتحاد_میلیونی
#شبکه_ایرانیاران
#کانال_یک
@iranyarannetwork1398
کتاب اول دبستان

 
حمید مختاری / چرا فدرالیسم؟ چاپ پست الكترونيكي
 فدرالیزم را میتوان مجموعه اى از طرز تفكرها، ارزشها و جهان بینی ها دانست كه بیان كنندهى فلسفه اى براساس حفظ گوناگونى در عین وحدت است. فدرالیزم نوعى آشتى و آمیزش میان گوناگونى و یگانگى در ساختار است.  در چنین ساختارى قدرت نسبى است و به وسیلهى قواى دیگر محدود میشود و در نتیجه از تعدى قدرت بر آزادگى جلوگیرى میشود و میان آزادى وقدرت حالت تعدیلى پیش میآید. این ساختار سیاسى گروههاى ناهمگون را شامل میشود و تضمین كنندهاى پیوستگى این گروهها میشود، همچنین اصل تنوع آنها را مىپذیرد و به آنها احترام مىگـذارد.

روجیمونت (roujemont): فدرالیزم را سیاست اتحاد همراه با تضمین استقلال و یا سیاست  گروههاى مستقلى كة درجستجوى تضمین استقلال خود از طریق اتحاد هستند میداند.

پرودون(prodoun): فدرالیزم را به معناى وسیع عبارت از قواعد كلى اصلاح روابط اجتماعى میداند. از نظر او نظم اجتماعى هرمى از قراردادهاست و سیستم فدرالیزم قراردادى سیاسى است.

واتز رونالد (watts ronall): مشخصات یك نظام فدرالى را چنین خلاصه میكند:

1ـ حضور و یا موجودیت حداقل دو واحد (دو حكومت محلى) این نظام كه هیچ كدام آن زیر تسلط دیگرى نبوده و در عین حال هركدام قادر باشند مستقلانه قوانین و احكام دولتى را برشهروندان جامعه اى كه خود با آراْ  خویش مؤسسات و ارگانهاى آن را به وجود آورده اند تطبیق نمایند.

2ـ موجودیت یك قانون اساسى با تأیید و امضاى هر عضو دولت فدرال و در عین حال امكان تغییر این قانون اساسى توسط هر واحد كوچك این نظام (یعنى باپیشنهاد هر واحد و تأیید اكثریت و یا همه اى واحدها، و در نظام فدرالى بر عكس نظامهاى  تمركز گرا واحدهاى كوچكتر نظام (حكومت هاى محلى، ایالات و لسوالى ها وغیره ...) نمیتوانند مستقلانه از طرف دولت مركزى ساخته و یا از بین برده شوند.

3ـ حضور یك داور و یا قاضى به خاطر جلوگیرى و حل دعواها و نزاعهاى احتمالى در بین تمام سطوح دولتى اكثراً به شكل دادگاه (قوه ى قضاییه) و یا رفراندوم.

4ـ تفكیك قدرت (قوه مقننه و اجراییه و قضاییه در تمام سطوح نظام براساس قانون اساسى و در عین  زمان دادن قدرت و صلاحیت به هر بخش و یا هر واحد این نظام.

5ـ و بالاخره موجودیت یك روش و یا طریقه اى براى عمل كردن مسائل و كارهاى تقسیم شده و كارهاى مشترك و همچنین مسائل موضوعاتى كة معمولاً با دو یا چندین واحد این سیستم  تعلق میگیرد.

این نقشه کشور کانادا میباشد که از طریق سیستم فدرالی اداره میگردد

اولین تئوریسین و یا نظریه پرداز فدرالیزم یوهانس آلتوزیوس (Yohannes al thsius بود: او فدرالیزم را یك قاعدة، اصول، شكل، و ساختار سیاسى توصیف میكند. از بین رفتن حكومتهاى محلى شمال ایتالیا، مالند، سویس و آلمان و جانشینى حكومت هاى فدرال در این كشورها، تجارب مستقیم و خوبى بودند كه در خدمت آلتوزیوس قرار گرفتند. او با استفاده از این تجارب و واقعیات تاریخى، هوشیارانه به دسته بندى، تركیب و تقسیم واحدهاى مشترك سیاسى پرداخت. كوچكترین هسته یا عضو یك اجتماعى یا مجمع سیاسى  از نظر او خانواده است.

از نظر او همه ضیز روى یك واحد كوچك و استوار بنا شده است. بعد از خانواده به ترتیب سلسله فامیل، اتحادیههاى صنفى، ناحیهها، شهرها، ایالات و حكومت مركزى میآید.

به همین ترتیب یك واحد اجتماعى بزرگتر زندگى مجموعه اى از واحدهاى كوچكترى میباشد، كه هركدام از آنها به نوبهى خود هویت خویش را حفظ میكنند قدرت واتوریته در چنین نظامى از پایین به بالا به شكل هرم ساخته شده است. اعضاى حكومت مركزى نه افراد بلكه اعضاى یك درجه كوچكتر آن یعنى ایالات میباشند. همانطور كه قدرت اول كشور نیز به همین ترتیب از اتحاد واحدهاى كوچك اجتماعى به طرف واحدهاى بزرگتر اجتماعى ساخته میشود. یك ایالت نه از اتحاد خانواده، فامیل یا اتحادهاى صنفى، بلكه از اتحاد روستاها، شهرستانها، و شهر ساخته میشود.مدافعین تئورى سازماندهى سیاسى براساس فدرالیزم دلایل زیر را براى اثبات حقانیت این نظام ابراز میدارند.

این نیز نقشه ایالت متحده أمریکا میباشد که از طریق سیستم فدرالی اداره میگردد

1ـ در یك سیتسم  فدرالى ارزشهاى دمكراتیك مىتوانند بة گونه اى بهتر عملى گردند. از طریق انتخابات در سطوح مختلف(دولت مركزى، ایالات و ناحیهها) براى مردم امكانات فراوانى فراهم مىگردد تا در مسائل سیاسى مشاركت نمایند و از این طریق بیشتر با سیستم سیاسى احساس هم  هویتى كرده و آن را از آن خود بدانند. فدرالیزم در جوامع بزرگ كه متشكل از ملت ها، اقوام، باز بانماى مختلف و داراى وسعت و جمعیت زیادى هستند، بوروكراسى موجود در دولتهاى متمركز كه در میان مردم و دولت مركزى فاصله میاندازد و مانع تماس مستقیم دولت با شهروندان و واقعیات جامعه میشود را از بین میبرد و با به وجود آوردن حكومت هاى ایالتى و قوه ى مقننه ایالتى منتخب مردم آن ایالات سطح تماس دولت با مشكلات و واقعیات جامعه را افزایش میدهد و مشاركت واقعى شهروندان در تصمیمات را عملى مىسازد.

به عقیده ى عدهاى از متفكران تنها در سیستم فدرالیست كه به معناى واقعى كلمه شخص در قدرت مشاركت میكند و به جاى یك قدرت، قدرت ها پدید میاید و از فساد قدرت جلوگیرى میشود. یعنى به قول مونتسكو(قدرت را با قدرت كنترل میكند).

2ـ در نظام هاى فدرال وظایف، معاملات و اقدامات دولتى به علت سپردن و تقسیم كارها به اعضاى كوچك و كوچكتر این نظام بیشتر قابل رویت بوده و برعكس نظامهاى تمركزگرا امكان كنترل و تأثیرگـذارى آن زیادتر میباشد.به علاوه دولت مركزى از بسیارى كارهاى خرد سبك دوش شده و میتواند به كارهاى مهمتر و بزرگتر به صورت بهتر رسیدگى كند.

3ـ سیستم هاى فدرالى امكان سپردن ایدهها و نظریات به دست تجربه و آزمون با ریسك كمتر و سود زیادتر وجود دارد. براى مثال وقتى یك ایده در یك ایالت عملى گردد در صورتى كه این ایده موفق از آب درآید. میتواند در دیگر ایالتها نیز پیاده گردد و از آن همهى ایالت ها سود ببرند. اما در صورت عدم موفقیت خسارت آن فقط در سطح همان ایالت باقى مىماند.

4ـ نظام فدرالى مانع تمركز قدرت میشود، تقسییم قدرت به شكل افقى(قوه مقننه، مجریه و قضاییه) با تقسیم قدرت به شكل عمودى(دولت مركزى، ایالت ها، و ناحیهها)آن كامل میگردد.و با این وسیله تمركز قدرت محدود میگردد. دولت هاى مركزى و دولت هاى عضو مجبوراند براى انجام وظایفشان با یكدیگر همكارى نمایند، همدیگر را كنترل كرده و از هم بیاموزند.

5ـ در نظام فدرالى احزاب مجبورند رقابت با یكدیگر میباشند، سیستم پارلمانى در سطح مركز و ایالت ها و احزاب را وادار میكند تا پیوسته براى جلب آراى مردم با آنها در تماس باشند و با دلائل و استدلالهاى قوى آنها را از خود راضى نگه دارند. تشكیل دولت در سطح یك یا چند ایالت این شانس را براى احزاب اپوزیسیون به وجود میاورد. تا لیاقت و شایستگى خود را ثابت نمایند و از این اهرم براى در دست گرفتن قدرت دولت مركزى بهره بردارى كنند.

6ـ سیستم فدرالیستى باعث تقویت بورژوازى ایالاتى شده و میتواند علاقه به سرمایه گـذارى در ایالت را در سرمایه داران ایالتى برانگیزد و از فرار سرمایههاى ایالتى جلوگیرى نماید.

دولتهاى ایالتى در رقابت با همدیگر تسهیلات  لازم را براى جذب سرمایه در منطقهى تحت حكومت خود به وجود میاورند و عوامل فلج كنندهى جامعه از بیكارى، فقر اقتصادى و... از این طریق كاهش مییابد. همچنین این سیستم امكان رشد هر ایالت بر اساس پتانسیل هاى اقتصادى موجود در آن را فراهم میاورد و در نتیجه منابع متعدد ثروت درجامعه ثدید میاید.

در سیستم فدرالى همچنانكه دولت هاى ملى در سطح جهانى در پى كسب منافع ملى هستند، دولت هاى ایالتى در سطح جغرافیاى كشورى در پى كسب منافع ایالتى با در نظر داشتن منافع و امنیت كشور هستند. لذا از این طریق از تبعیضات اقتصادى كه در سیستم سانترالیستى در مورد بعضى از مناطق پیش میاید پیشگیرى به عمل میاید.

7ـ  در نظام فدرالى نیاز به رهبران  سیاسى مجرب و با لیاقت بیشتر میباشد، تا در یك نظام تمركزاگرا، ایالت ها در حقیقت ذخیره هاى خوبى از سیاستمداران با دانش، توانا، و خبره براى  دولت مركزى میباشند، و در مقابل پارلمان دولت مركزى همیشه رهبران خوبى تقدیم ایالت ها كرده است. این ضرخ مدور امكان دست به دست كردن قدرت دولتى را به خوبى و بدون مشكل مهیا كرده و اصحاب سیاست را مجبور میگرداند براى اثبات لیاقتشان به وظایف خویش به شكل جدى عمل نمایند.

8ـ فدرالیزم باعث تقویت دمكراسى درون حزبى نیز میگردد.

9ـ در قسمت اقتصادى نیز سیستم فدرالى نسبت به سیستم تمركزگرا مثمرتر واقع میشود. تفاوت در زمینهى نیروى انسانى و تفاوت در وضع جغرافیایى ایالت ها اتخاذ تصمیمهاى مختلف اقتصادى را ایجاب میكند. در سیستم فدرالى این امكان وجود دارد تا در هر ایالت بر اساس امكانات و استعدادهاى همان ایالت برنامههاى اقتصادى طرح ریزى و عملى گردند.

10ـ در این سیستم  تعدد مراكز قدرت، موجب تنوع در سطح مطبوعات و رسانههاى  خبرى شده و از این طریق امكان اطلاعات براى مردم زیادتر میگردد.

11ـ در كشورهاى كثیرالملله سیستم فدرالى باعث میشود كه هریك از این ملت ها كه داراى آداب و رسوم و زبان خاص خود هستند و از لحاظ زبانى و باورهاى فرهنگى داراى اعتقادات ویژة و متفاوت میباشند، بتوانند به زبان مادرى تحصیل نموده و فرهنگ خود را گسترش دهند.

فدرالیزم در ایران

این هم نقشه کشور ماست

در این بخش به بررسى تأثیرات سیستم فدرالیستى در ایران میپردازیم:

ایران از لحاظ تركیب جمعیت از اتنیكها و ملت هاى كرد، تركمن، آذرى، بلوچ، عرب، فارس و.. تشكیل شده است. كه هریك داراى آداب و رسوم و زبانهاى خاص خود هستند و از لحاظ باورهاى فرهنگى داراى ویژگیهاى متفاوت میباشند.

همه ى ما میدانیم كه كودكان متعلق به این ملت ها به علت آموزش به زبان غیر مادرى در ایران چقدر دچار افت تحصیلى، و عدم موفقیت تحصیلى میشوند. و این هزینهاى بس گران است.

حق طبیعى این ملت ها است كه به زبان مادرى خود بنویسند و بخوانند براى پیشرفت آن اقدامات لازم انجام دهند و همه ى اینها را ساخت سیاسى كشور باید ممكن بسازد. اما سیستم سانترالیستى(متمركز) كشور در چندین دهه این امكان را فراهم نیاورده و حتى در مقابل اقدامات داوطلبانه این ملت ها براى حفظ و آموزش زبان مادرى خود مقاومت نموده است.

این سیستم چندین سال است كه به صورت آگاهانه در جهت ادغام ملت هاى مختلف ایرانى به پیش میرود و تا كنون ضربات جبران ناپـذیرى به فرهنگ و زبان این ملت هاى و اقوام وارد نموده است. اما باید توجه داشت كه هر گروهى با همگونه شدن و ادغام مقاومت برمی خیزد و اصالت خود را حفظ می كند. مثالهاى متعدد نشان مىدهد كه وجود ملت ها و اقوام با زبانهاى متفاوت در درون كشور،با تشكیل دولت ـ كشورى كه مردم آن بسیار متحد و احساس  بسیار زنده اى دارند در تضاد نیست ولى باید ساختار هاى سیاسى به زمینه ى چند ملیتى  میهنى كشور توجه داشته باشند، كه فدرالیزم میتواند ساختار مناسب مانع از به وجود آمدن تضاد سیاسى ناشى از عدم احقاق حقوق ملت ها در داخل یك كشور را ایجاد نماید.

نفت و منابع زیرزمینى كشور ایران رتبه ى 3 جهان را داراست و ایران بیش از 10% درصد از نفت جهان را تأمین مىكند. مناطق نفت خیز اغلب جنوبء غرب و حوزة دریاى خزر ایران  میباشند.

مناطقى كه منابع معدنى (مس و آهن و ...) در آن فراوان است در آذربایجان و قسمت مركزى ایران میباشد.

مناطق مناسب براى كشاورزى (شمال و شمالغرب و غرب ایران و ...) و مناطقى توریستى شامل مناطق شمالى و شمالغربى و شهرهایى چون مشهد در شرق و اصفهان در مركز میباشند.

لذا پتانسیلهاى اقتصادى مناطق مختلف ایران متفاوت است، ولى رژیم هاى حاكم بر ایران چه رژیم هاى سلطنتى اى چون محمد رضاشاه و چه جمهورى اسلامى ایران چندین سال است  كه سیاست اقتصادى تمركزگرایى كه تبعیض و تفاوتهاى اقتصادى را بین استانهاى فارس نشین و غیر فارس نشین ترویج میكند در جهت تسریع اجراى سیاست هاى آسمیلاسیون فرهنگى و زبانى ایرانیان غیر فارس به اجرا درمیاورند. یعنى این سیاست با ایجاد قطبهاى اقتصادى و صنعتى در مناطق فارس نشین جوانان غیر فارس را كه به دنبال كار میگردند جذب این مراكز نموده و سعى میكنند آنها را در فرهنگ و زبان فارسى ادغام نمایند. در همین رابطه مدتى پیش در روزنامه اى كه در خود ایران چاپ میشود درج گردیده بود، وزارت صنایع چند معیار مختلف صنعتى را مورد بررسى قرار داده و هر یك از استانها را با توجه به صنایع  موجود در آنها امتیاز بندى كرده است. در این امتیاز بندى استان تهران 8616 امتیاز آورده است. در حالیكه استان آذربایجان غربى 521 امتیاز رتبهى شانزدهم، كرمانشاه 298 امتیاز،استان كردستان 122 امتیاز و ایلام 34 امتیاز كسب نموده است.

لذا براى جلوگیرى از این تضادها جایگزینى سیستم سانترالیستى به وسیله ى فدرالیزم ضرورى است تا با تقسیم  عادلانه ى ثروت در جامعه موجبات  توسعه ى مناطق غیر فارس نشین  فراهم آید و این ملل از فلاكتهاى اقتصادى ناشى از سانترالیزم نجات یابند.

در نتیجه ایران با وجود واقعیتهایى چون كثیرالملله بودن و وجود چند زبان در جغرافیاى آن  و همچنین نیاز به توسعهى سریع اقتصادى و حركت به سوى دمكراسى و مردم سالارى  نیاز به سیستم فدرالیستى  دارد كه این واقعیتهاى موجود را در ساختار سیاسى كشور منعكس نمایند.
 
< قبل   بعد >
 
2007 Victoria Azad