گزینه ها
خانه
بیوگرافی
یادداشت ها
دیدگاه ها
رویدادها
آرشیو برنامه های رادیوئی
مصاحبه وسخنرانی ها
حقوق بشر/Human Rights
آلبوم عکس
سامانه های سیاسی و خبری
جستجوی پیشرفته
پیوندها

Mrs Victoria Azad is a renowned politician who the past 40 years has worked in opposition against the Islamic Republic of Iran. She is known as a political analyst, writer and debater. Mrs Victoria Azad has initiated and started several important oppositional associations and is one of the founders of Iran Yaran. Mrs Victoria Azad is especially known for her strong connections to the opposition within the country. She has written numerous important articles and is one of the key figures within the Iranian opposition who is frequently interviewed on matters with regard to the current political situation in Iran In 2002 she was nominated for the Swedish Parliament and held a fourth place in the election. She holds a MA in Nursing and leadership and has worked as University Adjunct as well as held several Managerial position within her field of work.
برنامه های تلویزیونی

شبکه ایرانیاران

روی لوگو کلیک کنید

 اولین برنامه ایرانیاران در تلویزیون کانال یک با اجرای ویکتوریا آزاد موسس و رایزن این شبکه با موضوع معرفی شبکه ایرانیاران و استراتژی این شبکه در رسیدن به هدفِ اتحاد در اپوزیسیونِ مخالف با رژیم جمهوری اسلامی اجرا شد.

برای دیدن این برنامه به کانال یوتیوب #شبکه_ایرانیاران رجوع کنید👇
https://youtu.be/QeSoO6CBKm0
این برنامه را در کانال یک نیز میتوانید ملاحظه کنید
https://youtu.be/epM3n11SMqw
#ژنو_اپوزیسیون
#اتحاد_میلیونی
#شبکه_ایرانیاران
#کانال_یک
@iranyarannetwork1398
 
اصلاح يا انقلاب - 3/ نامدار بی نام چاپ پست الكترونيكي
كدامين گزينه،كدامين راهكار ( قسمت سوم )
در قسمت اول از همين نوشتار سعي نموديم از اصلاح و انقلاب تعاريفي ارائه دهيم و در قسمت دوم تاريخ سي ساله حكومت اسلامي را بطور مختصر بيان نموديم،در اين قسمت تاثير بحرانها بر روند سياسي كشور و دهمين انتخابات رياست جمهوري را مورد بازنگري قرار خواهيم داد.

تاثير بحران منطقه اي
در زماني كه حكومت جمهوري اسلامي پيرامون مسائل هسته اي و منطقه اي با دنياي غرب درگير چالش همه جانبه و از درون نيز مشغول تضادهاي دروني خود بود، مردم معترض و مايوس شده از جناحهاي حكومت آرام آرام در صنوف مختلف پيرامون مطالبات خود در حال تشكل يابي از پائين بودند.
بخشي از رهبران اپوزيسيون و مردمي كه از اصلاحات روي برگردانده بودند تحت تاثير لشكر كشي قواي امپرياليستي به منطقه و تبليغات عظيم رسانه اي، اينبار به درگيري قواي اشغالگر با نيروهاي طالبان و صدام دلبسته و انتظار داشتند بعد از سقوط ديكتاتوري صدام  نوبت به سرنگوني حكومت اسلامي در ايران رسد و آنها بتوانند بدون هزينه آزادي و دمكراسي را در آغوش گيرند،غافل از اينكه رژيم اسلامي خود در سقوط صدام بهمراه اشغالگران غربي سهيم بوده و حكومت جايگزين صدام نه تنها از ديكتاتوري به دمكراسي تبديل نشد بلكه هم نام رژيم جمهوري اسلامي در ايران گرديد.(جمهوري اسلامي عراق )
سرانجام پس از چند جنگ ويرانگر منطقه اي و محاصره اقتصادي ،سياسي و نظامي ديكتاتوري صدام سقوط كرد و مردم عراق علاوه بر خسارات هنگفت نظامي و مالي هزينه هاي انساني بسياري را در زمان محاصره اقتصادي و بمباران شهرها و تاسيسات كشور متحمل شدند. مردم عراق پس از سرنگوني صدام توسط قواي بيگانه نه تنها آزادي ،دمكراسي و امنيت را به چشم نديده اند بلكه استقلال و اتحاد ملي خود را نيز توسط دولتهاي اشغالگر و دولت دست نشانده از دست داد.
صدها هزار گشته و زخمي و ميليونها نفر از خانه و كشور خود آواره و رانده شدند ،بي ثباتي و هرج و مرج گسترش يافت و اختلافات قومي و مذهبي  با شدت بيشتر ريشه زد،عراق جولانگاه حكومتهاي ارتجاعي و امپرياليستي گشت،مردم عراق هر روز شاهد جنايات بيشماري از جانب طرفهاي درگيرعليه خود و منافع ملي شان هستند ،روزانه طبق آمار رسمي بطور ميانگين يكصد نفر قتل و عام مي شوند و آمار غير رسمي وحشتناكتر از آن است كه تصور شود.
وضع افغانستان فاجعه آميزتر از عراق است و اين در حالي است كه دمكراسي وارداتي نه تنها در اين كشورها مستقر نشد بلكه هر روز منطقه پيرامون را نيز به سمت بي ثباتي بيشتر سوق داده است ،رژيم اسلامي در ايران از آشفتگي حاصله تاكنون نهايت بهره را در جهت توجيه جنايت خود و فريب افكارعمومي برده است.
اوضاع متشنج و بي ثبات كشورهاي پيرامون ايران ( عراق ،افغانستان،پاكستان) و بطور كلي خاور ميانه باعث گشت بخش وسيعي از مردمي كه به دخالتهاي منطقه اي توسط امپرياليسم دل خوش كرده بودند از مشاهده واقعيتهاي عيني به خود آمده و از رويداد هاي اخير پس از چند سال تاخير و ركود در مبارزه عبرت گيرند.
از زماني كه دولت مهرورزي در ايران روي كار آمد از طرف بازار جهاني نفت با مهر مورد استقبال قرار گرفت و در دوره رياست خود نه تنها با درآمد سرشار حاصل از فروش نفت مواجه گرديد بلكه رقيبان جهاني خود را طي سالهاي بعد با سه مشكل بزرگ مواجه ديد:1- زمين گير شدن اشغالگران در باتلاق عراق و افغانستان، بن بست صلح اعراب و اسرائيل 2- بحران اقتصادي كشورهاي سرمايه داري 3- بالا گرفتن اعتراضات جهاني عليه جنگهاي امپرياليستي
رژيم توانست با استفاده از پارامترهاي فوق خود را از زير تاثير ضربات بحران روابط خارجي طي دوره اول رياست جمهوري احمدي نژاد نجات دهد.

آنسوي بحران    
سياستهاي جنايتكارانه و فاجعه بار دولت آمريكا در زمان بوش و بحرانهاي اقتصادي اخير و تاثير آن در جهان باعث گشت تا اوباما به نمايندگي از حزب دمكرات قدرت را از آن خود كند،بخشي از سياستهاي دمكراتها براي فرار از بحرانهاي پيش رو، بازنگري اجباري در سياست خارجي و نظامي خود بوده است،بحرانهايي كه به لحاظ داخلي و بين المللي ضربات تازه اي بر چهره بزرگترين كشور سرمايه داري جهان وارد نمود.
ابراز تمايل امريكا براي برقراي ارتباط با حكومت جمهوري اسلامي و نامه اوباما قبل از انتخابات رياست جمهوري  به خامنه اي باعث گشت تا رقابت جناحي درون حكومت اسلامي شدت يافته و هر كدام از آنها براي خود در اين انتخابات كلاهي بدوزند.
واقعيت اينست كه هر كدام از جناح هاي حكومتي قصد دارند خود را نماينده مردم ايران معرفي كرده و يك پاي اين مذاكره باشند تا از اينراه بر سر منافع ملي مردم ايران قمار كرده و بواسطه آن خود را در راس هرم قدرت تثبيت نمايند.
هر چند هر دو جناح حاكميت تاكنون در چپاول و غارت مردم سهيم بوده اند و هر دو در مناسبات با ديگر دولتهاي قدرتمند براي بقاي نظام حاضر به دادن امتياز مي باشند ولي واقعيت اينست كه جريان اصولگرا در سالهاي اخير بنا به شرايط داخلي و خارجي بيشتر باعث مداخلات و تنشهاي بين المللي شده است و اكنون به جاي همسويي بيشتر با دنياي غرب به دنبال ايجاد بحرانهاي تازه منطقه اي است و همراهي آن با مداخله گران در عراق و افغانستان براي ايجاد بحران بيشتر و بركنار نمودن رقبايي همچون صدام و طالبان و درگير نمودن دنياي غرب با جنگهاي فرسايشي و خريدن فرصت مناسب جهت دستيابي به تسليحات اتمي براي ايجاد حاشيه امنيتي خود بوده است.
اين واقعيت را بايد پذيرفت،اگر يكي از جناحهاي حكومت بتواند ديگري را از ميدان بدر كند غرب با رژيم اسلامي ضعيف تر و منسجم تري وارد گفتگو خواهد شد كه در تصميم گيريها با ثبات تر و در امتياز دهي منعطف تر خواهد بود و چه بهتر كه اين جناح اصلاح طلباني باشند كه اكنون  از قدرت رانده شده و در بين نيروهاي امنيتي و نظامي پايگاه مهمي ندارند و بسياري از آنها اتوريته سياسي و اقتصادي و ايدئولوژيك غرب را پذيرفته و در دانشگاه ها و موسسات پژهشي غرب نزد تئوريسينهاي سرمايه داري اصلاح ژنتيك شده اند و براي غلبه بر حريف و رسيدن به قدرت ناچار خواهند بود در قبال حمايت بيگانه به قدرتهاي خارجي از جيب ملت امتيازات بيشتري دهند. ( همچون دولتهاي كنوني عراق و افغانستان )   

رويگرداني بخش وسيعي از مردم در پايان رياست جمهوري خاتمي از اصلاح طلبان و حضور اقتدارگرايانه اصولگرايان در عرصه سياسي براي قبضه كامل قدرت باعث گشت تا اصلاح طلبان براي برگشت به قدرت و سهيم شدن در دلارهاي باد آورده نفت(سرمايه مردم ) به ياد مردم افتاده و بدنبال راه هايي براي بازگشت مردم به پاي صندولهاي راي شوند.
اصلاح طلبان اينبار تحت تاثير هم نامان سكولار خود بر خلاف دوره هاي قبل سعي نمودند بخشي از مطالبات مردم را بعنوان برنامه انتخاباتي طرح و تبليغ نمايند و با كمك رفورميستها بخشي از تحريم كنندگان دورهاي قبل را با ترفند عقب راندن نيروهاي امنيتي و سپاه پاسدارن به شركت در انتخابات ترغيب نمايند.
اصولگرايان با توزيع هدفمند بخش ناچيزي از درآمدهاي نفت در بين طبقات محروم جامعه و نيروهاي وفادار حكومت نتوانستند در مقابل سيل عظيم مردم ناراضي، تبليغات اپوزيسيون و رسانه هاي غربي، برنامه هاي انتخاباتي خود را بدون دردسر پيش برند.

دولتهاي غربي در اين نبرد سعي كردند وانمود كنند در جنگ جناحهاي حكومتي جانب هيچكدام را نخواهند داشت و در اين مناقشه خانگي دخالتي نخواهند كرد و تنها نظاره گر رويدادهاي ايران هستند تا پس از آن بتوانند با جناحي كه نمايندگي مردم را عهده دار شده است وارد گفتگو شوند.
 
اگر به حجم عظيم تبليغات رسانهاي غربي دقت شود در خواهيم يافت كه از زمان روي كار آمدن احمدي نژاد به تناسب تزريق كمكهاي مالي دولت امريكا به موسسه ها،سايتها و رسانه هايي كه پيرامون موضوعات داخلي ايران فعاليت مي كنند افزوده شده است،شدت تبليغ عليه ولي فقيه در مقياس وسيعي نسبت به گذشته گسترش يافته است ،سعي مي شود كارنامه جنايتكارانه اين رژيم را بعد از روي كار آمدن احمدي نژاد پر رنگتر و تماما به حساب جناح اصولگرايان بنويسند و آن بخش از عمر جنايتكارانه رژيم را كه اصلاح طلبان نيز در آن سهيم بودند را عامدانه به فراموشي بسپارند،گويي كه نقض حقوق بشر توسط حكومت اسلامي تنها تحت رهبري خامنه اي و دولت احمدي نژاد بوده است.
اين رسانه ها با طرح و تبليغ مداوم توسط عده اي به اصطلاح تحليلگر( دستچين شده)، افكار عمومي مردم ايران را طوري كاناليزه مي نمايند تا وانمود شود تنها با اصلاحات تدريجي بصورت مسالمت آميز تحت رهبري اصلاح طلبان مي توان به دمكراسي رسيد و در صورتي كه نتوان چنين گزينه اي را عملي ساخت،انقلابيون حكومت اسلامي را سرنگون خواهند كرد و كشور بدست چپها دچار ديكتاتوري و هرج ومرج خواهد شد.
اين رسانه ها گزينه و راهكار انقلاب را نفي نموده و دم از اصلاحات و دمكراسي مي زنند،در حالي كه بخشي از وضعيت فاجعه بار كنوني كشورمان حاصل دخالتهاي امپرياليستي آنها و متحدينشان در انقلاب مشروطه، جنبش ملي شدن صنعت نفت در سال 1332 تا انقلاب بهمن 1357 و جنبش دمكراتيك امروز است.

دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
ماه ها قبل از شروع رسمي انتخابات رياست جمهوري رايزنيهاي انتخاباتي از طرف جناحهاي مختلف رژيم آغاز گشته بود، نيروهاي موافق و مخالف آن در اپوزيسيون متناسب با سياستهاي خود در صدد تاثيرگذاري بر روند آن بودند،هر كدام سعي داشتند تا با استفاده از امكانات خود بيشترين آرا را از آن خود كند، اصولگرايان در لايه هاي پائين و اصلاح طلبان در بين اقشار مياني جامعه سياستهاي خود را دنبال نمودند.
اين هياهوها در حالي انجام مي شد كه معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد در آخرين روزهاي سال 1387 به كليه رسانه ها اعلام كرده بود هيچكس حق تبليغ عليه انتخابات را نداشته و هر گونه تبليغ تحريم انتخابات و يا استفاده از لگوهاي تحريم به شدت برخورد خواهد شد و با مجازاتهاي قانوني همراه خواهد بود.(منبع سايت اخبار روز 18 فروردين 1388 )
رسانه هاي رژيم بهمراه ديگر رسانه هاي غربي به شكل بي سابقه اي انتخابات را پوشش دادند و براي اولين بار رسانه هاي دولتي رژيم مناظره هايي را بين چهار كانديد مورد تائيد شوراي نگهبان به نمايش گذاشتند.  
در اين مناظره ها به شكل بي سابقه اي احمدي نژاد به كانديداي اصلاح طلبان يورش برد و به شكلي هدفمند شروع به تخريب آنها نمود و با استفاده از اين موضوع كه توده هاي مردم از رفسنجاني و خانواده اش انزجار دارند سعي نمود او را صحنه گردان اصلاح طلبان معرفي كند و با استفاده از اين ضعف، رقيبان را به چالش كشد.  
رقابتها به گونه اي پيش رفت كه بعضي از خطوط قرمز نظام به ناچار از طرف كانديدها نقض گرديد و تقدس نظام و چهره هاي نورانيش نزد افكار عمومي توسط خوديها به زير سئوال رفت،روند رقابتها نشان ميداد كه اصولگران بر خلاف دورهاي قبل براي پايان بازي رقابتي درون نظام آمده اند و بلحاظ مالي و نظامي بقدري قوي و در ولايت ذوب شده اند كه خود به تنهايي قادر خواهند بود حكومت را به سرمنزل مقصود رسانند.

بخش زيادي از طيفهاي مختلف مردم كه طي ساليان متمادي نمايشهاي انتخاباتي را تحريم نموده بودند اين بار تحت تاثير تبليغات هدفمند و يكجانبه رسانه هاي غربي و اصلاح طلبان قرار گرفته و براي نه گفتن به اصولگرايان به پاي صندوق هاي آرا رفتند.اين رسانه ها اين توهم را در بين مردم تقويت كردند كه مي توان با استفاده از ابزار راي به جنگ استبداد رفت و در يك شرايط غير دمكراتيك و ناسالم به دمكراسي رسيد.
نيروهاي اصلاح طلب اپوزيسيون(حزب توده ايران،سازمان فدائيان خلق ايران اكثريت،اتحاد جمهوريخواهان) بهمراه بخشي از مشروطه خواهان و سلطنت طلبان برخلاف تجربه تاريخي تصور نمودند، مي توان بطور مسالمت آميز در نمايشي هدايت شده از طرف ولي فقيه و شوراي نگهبان،اصولگرايان را مغلوب نمود.

با توجه به اينكه در خبرهاي غير رسمي ادعا شده بود حدود پانزده ميليون تعرفه آرا از طرف وزارت كشور مازاد بر تعداد افراد واجد شرايط چاپ شده و وزارت كشوراجازه نخواهد داد تا كمسيون مستقلي بر شمارش آرا نظارت كند باز هم متوهمان به خود نيامده و در اين اوهام بسر بردند كه با حمايت از دو كانديد عبور داده شده از فيلتر شوراي نگهبان(موسوي و كروبي) مي توان چهره اي اصلاح شده از رژيم را شاهد باشند،آنها هرگز تصور نمي كردند از طرف اقتدارگرايان با تقلب گسترده اي روبرو شوند.
كج انديشان اپوزيسيون در اين فكر نبودند موسوي و كروبي در صورت پيروزي رياست جمهوري قرار است دست كدام ولي فقيه را بوسيده تا مشروعيت كسب كنند و به اجراي قانون اساسي مبادرت ورزند.
رقابت انتخاباتي در شرايطي غير آزاد،غير سالم و غير دمكراتيك از طرف حكومت اسلامي برگذار شد، نيروهاي اصلاح طلب قبل از شمارش آرا خود را برنده ميدان اعلام نموده و خلاف آنرا را غير قابل قبول مي دانستند.
سرانجام با عنايات رهبري ،حمايت نيروهاي بسيج،دلارهاي نفتي و بخشي از اقشار محروم جامعه، احمدي نژاد برنده دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام گرديد و نظام اسلامي به بركت شركت كنندگان و استفاده از تعرفه هاي اضافي مدعي كسب 85 درصد از آراي مردم در انتخابات شد.( تاكنون شركت كنندگان در انتخابات به اين ادعاي حكومت اعتراضي نداشتند! )  
جناح حاكم و اصلاح طلبان حكومتي هرگز تصور نمي كردند كه ظرفيت مردم بستوه آمده از ظلم بيدادگران چنان باعث عصيان شود كه جبهه اي گسترده از گروه هاي سياسي و اقشار اجتماعي مختلف در مقابل حكومت قد علم كنند،سيل عظيمي از مردم ناراضي به بهانه تقلب انتخاباتي به خيابانها آمدند و خواهان شمارش مجدد آرا و يا ابطال انتخابات شدند،اين جنبش اعتراضي حاكميت را در وضعيتي قرار داد تا بار ديگر مجبور شد مشت آهنين خود را به كساني كه دل به انتخابات و اصلاح از درون بسته بودند، نشان دهد.
رهبر حكومت و ذوب شدگان در ولايت نشان دادند به منافع حاكميت خود آگاهند،آنها عاقلتر و مستبدتر از آن بودند كه اجازه دهند افرادي همچون گورباچف و يلتسين با منبر و عباي فقيه عاليقدر بازي كند!

خامنه اي با صراحت تمام در نماز جمعه ضمن حمايت از احمدي نژاد، خط و مرزهاي خود را با جناحهاي حكومتي مشخص كرد و شديدا به مردم معترض و اصلاح طلبان هشدار داد تا به نتايج بازي گردن نهند،اما مردم پس از تهديد هاي علني با موج ميليوني خود درخيابانها ظاهر شده و نيروهاي نظامي حكومت را به چالش گرفتند،نيروهاي سركوبگر رژيم همچون قبل صفوف راهپيمايان معترض را آماج گلوله هاي خود كرد و نشان داد كه هيچگونه اعتراض و انتقادي را هر چند مسالمت آميز و در چارچوب باورهاي وفاداران نظام باشد تحمل نخواهد كرد.
آنچه اين رقابت انتخاباتي را شكوهمند نمود،همراهي تحريم كنندگان پس از تقلب انتخاباتي با شركت كنندگاني بود كه احساس مي كردند از طرف حكومت به بازي گرفته شدند،آنها در تداوم تحريم فعال و آگاهانه خود نه تنها در خانه ها ننشستند بلكه به خيابانها آمدند تا ثابت كنند كه در جبهه مردمند و سياست تحريم انتخابات توسط آنها با شناخت از ماهيت استبدادي رژيم  صورت گرفته است و در اين كارزار همگام با معترضين در مقابل سركوبگران خواهند ايستاد و هزينه خواهند داد.
هر چند رژيم با بي رحمي تمام جواب معترضين را با گلوله پاسخ داد و احمدي نژاد را به رياست جمهوري منصوب نمود اما هرگز نتوانست مشروعيت خود را با توسل به زور و تقلب بر مردم غالب كند،يقينا قيام برآمده از دل جنبشهاي كارگري ،زنان ،دانشجويان و دانش آموزان،فرهنگيان و ديگر اقشار جامعه فروكش نخواهد كرد و بحران در بين حاكمان بقدري حاد و شفاف شده است كه هرگونه سازش و مصالحه اي ديگر نمي تواند مردم را از پيگيري مطالبات خود منصرف نمايد.
اكنون بيش از گذشته مشخص شده است كه حاكميت در بالا درگير حل مناقشات و تضادهاي داخلي است،مردم بيش از قبل دريافتند كه اين حاكميت مدافع منافع ملي آنها نيست و طي مناظره هاي كانديدها بر عمق بحران و فساد همه جانبه رژيم پي بردند،رژيم در جنگ انتخاباتي بجاي كسب مشروعيت بيش از گذشته مشروعيت خود را از دست داد و با سركوبهاي جنايتكارانه خياباني چهره واقعي خود را نزد افكار عمومي به نمايش گذاشت.

رژيم با درآمدهاي سرشار از فروش نفت طي چند سال اخير نتوانست گام مثبتي در جهت بهبود رفاه و امنيت مردم بردارد،سانسور،خفقان،تورم،بيكاري،فساد اداري،رانت خواري،اعتياد،پائين بودن سطح خدمات بهداشتي و آموزشي،اقتصاد متكي به نفت همه بحرانهايي هستند كه هر كدام خود زمينه ساز بحرانهاي فراگير ديگري خواهند بود كه اين رژيم را بهمراه بحران مشروعيت و قيام مردمي به چالش گرفته اند.
اين رژيم با توجه به بحرانهاي همه جانبه ديگر نمي تواند با سركوب عريان قيامهاي مردمي را متوقف سازد، راهكارهاي اصلاحي را نيز نمي پذيرد تا آنرا از گردابي كه احاطه كرده است نجات دهد،سازشهاي ارتجاع با قدرتهاي بين المللي بر سر غارت سرمايه هاي كشور و سركوب قيامهاي مردمي ديگر كارا نيست و براي حاكميت بلحاظ افكار عمومي پر هزينه است.
پيكار مردم ايران براي استقلال،آزادي و عدالت اجتماعي تنها از توان حاكميت دمكراتيكي بر مي آيد كه برخاسته از اراده آزاد مردم ايران باشد،حكومت اسلامي نه تنها با چنين اصول دمكراتيكي منافات دارد بلكه اصلاح طلبان نيز در بهترين حالت نمي توانند باني چنين تغييرات ساختاري در آن شوند،برقراري حكومتي دمكراتيك افراد دمكرات برخاسته از دل مردم را طلب مي كند،افرادي كه خود پيشگام مبارزه براي انقلابي دمكراتيك با برنامه هاي دمكراتيك باشند.
تجربه يكصد سال مبارزه سياسي در ايران نشان داده است كه سرمايه داري غرب نه تنها خواهان مستقر شدن دمكراسي و پيشرفت در منطقه نيست بلكه از بركت وجود حكومتهاي غير دمكراتيك نهايت سود را خواهد برد و لذا به بي ثباتي در منطقه دامن مي زند.
در اين انتخابات مردم آموختند ديگر نمي توان با اسم اصلاح طلبي و با ابزارهاي ارتجاعي قانون اساسي به جنگ حاكميتي استبدادي رفت كه همه راههاي اصلاحي را آگاهانه قبل از شروع بازي قدرت به شكل قانوني و فراقانوني بسته است زيرا مجموع عناصر تشكيل دهنده آن ،از قانون اساسي و حقوق شرع گرفته تا دولت و ديگر اركانهاي آن از كيش و منش استبدادي برخوردار است.
روند بازي قدرت طي سي سال گذشته در رژيم اسلامي به خصوص هشت سال زمامداري اصلاح طلبان و انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري به تنهايي كافي است تا در آينده هيچ فرد مسئولي دچار توهم و كارايي تز انحرافي انتخاب بين بد و بدتر نشود.
اكنون در شرايطي بسر مي بريم كه جناح حاكم طي بازي قدرت سي ساله توانسته است بخش وسيعي از نيروهاي همراه خود را از گردونه به كنار گذاشته و به قولي پوست اندازي نمايد،ديگر مشخص شده است ساختار استبدادي رژيم حداقل اصلاح در همان چارچوب توسط افراد معتمد خود را پذيرا نيست و مبارزه اصلاحي در مقابل چنين رژيمي نه تنها تاكنون بلحاظ مالي و جاني پر هزينه بوده بلكه از لحاظ زماني بي چشم انداز و باعث تخريب و ويراني بيشتر كشور توسط قدرت حاكم خواهد شد. ( ادامه دارد )


                نامدار بينام  This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it          
          ( 28 مرداد ماه 1388 )
 
< قبل   بعد >
 
2007 Victoria Azad