گزینه ها
خانه
بیوگرافی
یادداشت ها
دیدگاه ها
رویدادها
آرشیو برنامه های رادیوئی
مصاحبه وسخنرانی ها
حقوق بشر/Human Rights
آلبوم عکس
سامانه های سیاسی و خبری
جستجوی پیشرفته
پیوندها

Mrs Victoria Azad is a renowned politician who the past 40 years has worked in opposition against the Islamic Republic of Iran. She is known as a political analyst, writer and debater. Mrs Victoria Azad has initiated and started several important oppositional associations and is one of the founders of Iran Yaran. Mrs Victoria Azad is especially known for her strong connections to the opposition within the country. She has written numerous important articles and is one of the key figures within the Iranian opposition who is frequently interviewed on matters with regard to the current political situation in Iran In 2002 she was nominated for the Swedish Parliament and held a fourth place in the election. She holds a MA in Nursing and leadership and has worked as University Adjunct as well as held several Managerial position within her field of work.
برنامه های تلویزیونی

شبکه ایرانیاران

روی لوگو کلیک کنید

 اولین برنامه ایرانیاران در تلویزیون کانال یک با اجرای ویکتوریا آزاد موسس و رایزن این شبکه با موضوع معرفی شبکه ایرانیاران و استراتژی این شبکه در رسیدن به هدفِ اتحاد در اپوزیسیونِ مخالف با رژیم جمهوری اسلامی اجرا شد.

برای دیدن این برنامه به کانال یوتیوب #شبکه_ایرانیاران رجوع کنید👇
https://youtu.be/QeSoO6CBKm0
این برنامه را در کانال یک نیز میتوانید ملاحظه کنید
https://youtu.be/epM3n11SMqw
#ژنو_اپوزیسیون
#اتحاد_میلیونی
#شبکه_ایرانیاران
#کانال_یک
@iranyarannetwork1398
 
اصلاح يا انقلاب - 4/ نامدار بی نام چاپ پست الكترونيكي
كدامين گزينه،كدامين راهكار (قسمت چهارم)
در سه قسمت گذشته از همين نوشتار(اصلاح يا انقلاب)به تعريف اصلاح و انقلاب پرداخته شد، بطور مختصر تاريخ سي سال حكومت اسلامي مورد بررسي قرار گرفت،به تاثير بحرانهاي داخلي و منطقه اي بر اوضاع سياسي ايران و روند انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اشاره گرديد.
با يادآوري آنچه تاكنون در سه قسمت قبل بيان شد سعي خواهيم نمود،مجموعه شرايط حاكم بر وضعيت سياسي ،اقتصادي و اجتماعي به همراه ديگر پارامترهاي تاثيرگذار بر روند تحولات جاري كشورمان را در قياس با گزينه هاي پيش رو(اصلاح يا انقلاب)مورد سنجش قرار دهيم!
بخشي از نتايج كلي:
1- حكومت جمهوري اسلامي برآمده از شكست انقلاب بهمن 1357 در سازشهاي امپرياليسم جهاني و ارتجاع اسلامي براي توقف مبارزات دمكراتيك مردم ايران و تكميل كمربند سبز جهت جلوگيري از پيش روي كمونيستها در منطقه بوده است.
2- حكومت اسلامي عموما از جناحها و نيروهاي مذهبي (روحانيت شيعه،كسبه و تجار ،اقشار سنتي جامعه،بخشي از افراد ليبرال و ملي گرا)بوده است كه توانستند تحت رهبري خميني متشكل شده و قدرت را كسب نمايند.
3- اين حكومت از زمان بقدرت رسيدن به تدريج كليه نيروهاي مخالف خود را سركوب و منتقدين را به حاشيه و از قدرت بي نصيب ساخت.
4- مبارزه قدرت در طول سي سال گذشته توسط جناحهاي درون حكومتي به شكلهاي مختلف( علني ،غير علني ،انتخاباتي ،مافيايي و حذفي)ادامه داشته و اصولگرايان اقتدارگرا تحت حمايت ولي فقيه و نيروهاي امنيتي توانستند هم اكنون نيروي غالب اين ميدان باشند.
5- حكومت اسلامي به لحاظ ساختاري و ايدئولوژيك استبداي و ارتجاعي است،اين حكومت با ارزشهاي انساني و دستاوردهاي جوامع دمكراتيك عناد داشته ،راهكارهاي اصلاحي و انقلابي را براي اصلاح امور در جامعه برنمي تابد.
6- طي سي سال گذشته مردم و نيروهاي سياسي بطور غير منسجم براي كسب حقوق پايمال شده خود به اشكال مختلف اعتراض و مبارزه نموده اند اما اين حقوق نه تنها از طرف حكومت برآورده نشد بلكه بيش از گذشته نقض گرديد و با شدتي مضاعف سركوب شد.
7- اين رژيم مشروعيت خود را از جانب خدا و امام زمان مي داند و آراي نمايشي مردم تنها در چارچوب منافع حكومت برايش قابل پذيرش است.
8- اين رژيم زاده بحران است و هم اكنون با بحرانهاي مختلف داخلي،منطقه اي و بين المللي مواجه مي باشد.
9- مردم بمرور دريافتند كه اين حكومت نه تنها حلال بحرانهاي روزافزون بيكاري،گراني، تورم،اعتياد، فساد،رانت خواري،امنيت،تبعيض،عقب ماندگي و ... نيست بلكه خود بحران زا و بحران آفرين است.
10- طي سي سال گذشته رژيم با ريزش شديد نيروهاي وفادار خود در بدنه روبرو شده بود و تنها از حمايت بخش بسيار اندكي از مردم مورد حمايت قرار مي گرفت ولي در شرايط امروز علاوه بر بحران مشروعيت با تفرق،تشدد،حذف ،جنگ قدرت جناحها و بحران ساختاري مواجه شده است.
11- اقتدار و بقاي حكومت بر مبناي درآمدهاي حاصل از فروش نفت و مشتقات آن،اعتقادات مذهبي و سنتي بخشي از مردم،اختناق و سركوب شديد در جامعه،سواستفاده از تضاد منافع موجود بين قدرتهاي منطقه اي و بين المللي است.  
12- جنبش اعتراضي مردم پس از انتخابات 22 خرداد نه تنها رژيم را به لحاظ مشروعيت در داخل و خارج با چالش مواجه نمود بلكه تضاد و شكاف جناحهاي آنرا تشديد نمود،مردم دريافتند كه آرايشان در روند تحولات كشور تاثيرگذار نيست و به عمق نارضايتي توده ها و قدرت خود پي بردند.
همه موارد قيد شده در سطور بالا بخشي از كليات و دلايلي است كه مي توان با استناد بدانها گزينه مناسب(اصلاح يا انقلاب)را در مبارزه سياسي اجتماعي برگزيد.
ما معتقديم بخش وسيعي از مردم كشورمان در شرايط كنوني خواهان بهره مندي از حقوق دمكراتيك و انساني خود هستند كه تاكنون از طرف جمهوري اسلامي ناديده گرفته شده است.
اگر هدف از مبارزه رسيدن به استقلال،آزادي و عدالت اجتماعي باشد طبيعتا گزينه اصلاحات بهترين و كم هزينه ترين نوع مبارزه در يك شرايط ليبرالي خواهد بود،ما اعتقاد داريم در صورتي كه بتوان اصلاحات تدريجي و مداوم را در يك كشور مطابق اصول دمكراتيك پيش برد ديگر براي رسيدن به حكومت دمكراتيك ملي نيازي به انقلاب دمكراتيك نيست،زيرا اصلاحات در جوامعي قابل اجراست كه حكومت و ساختار آن ظرفيت نقد و تغييرات دمكراتيك را پنيرا باشند.
ما اعتقاد داريم در صورتي كه چرخش قدرت در كشور براي همه آزاد ، رقابتي و سالم باشد و نهادهاي مردمي بتوانند با استفاده از تربيونهاي آزاد قدرت را منتقدانه به چالش گيرند، نيازي به مبارزات انقلابي پيش نخواهد آمد،زيرا با داشتن تشكلات وسيع سياسي اجتماعي و فرهنگي مستقل از حكومت مي توان بسياري از خواسته ها را در كشور طرح و مطالبه كرد.
ما اعتقاد داريم همه مردم ايران با گرايشهاي اعتقادي و سياسي متفاوت خواهان مبارزه مسالمت آميز در چارچوب ايراني آزاد و آباد هستند اما متاسفانه تاكنون هر نوع نقد اصلاحي و يا مبارزه انقلابي از طرف رژيم اسلامي با بي رحمي تمام سركوب و با هزينه اي سنگين همراه بوده است!
ما معتقديم، اينها تنها آرزوهاي ما در پس كلماتي همچون اگر و شايد است،آرزو و ميل باطني ما تنها بخشي از اين معادله چند وجهي و چند مجهولي را در بر ميگيرد،لذا بايد به ساختار و ماهيت قدرت حاكم،تناسب قواه،اهداف مبارزه،شكل مبارزه،تركيب طبقاتي نيروها ،برنامه رهبران جنبش،اوضاع سياسي،شرايط اقتصادي وعوامل تاثيرگذار خارجي توجه داشت!
با بررسي تاريخ سي ساله حكومت(در قسمت دوم)دريافتيم كه اين رژيم از زمان قدرت گيري راه خود را از مردم جدا نمود و خود را بر پايه هايي استوار ساخت كه با منافع مردم و دنياي مدرن در تضاد بوده است.
حكومت اسلامي متكي به استبداد ديني است،قانون اساسي  آن براساس قوانين شرع تنظيم شده است،قواي سه گانه اش نه تنها از هم مستقل نبوده بلكه مي توانند در كار همديگر اعمال نفوذ نمايند،سران قواي سه گانه بايد توسط نهادهايي كه خود غير دمكراتيك و بسياري انتصابي اند،مورد تائيد قرار گيرند و در نهايت مورد پذيرش و تابع ولي فقيه باشند.
اهرمهاي فشار و موانع قانوني و فراقانوني بسياري براي كنترل جامعه به شكل نهادينه در اختيار حكومت است كه بواسطه آن بر همه بخشهاي سياسي،اقتصادي،نظامي،فرهنگي و اجتماعي كشور تسلط يافته است.
حكومت با الهام گرفتن از پيشينيان خود و با اجراي دستورات و قوانين تغيير ناپذير اسلام ساختاري را اساس نمود كه هر نقد و مخالفتي را مطابق ميل خود سركوب و بواسطه آن بخشي از مردم باورمند به باورهاي اسلامي را با خود همراه نموده است.
اين رژيم از مذهب بعنوان چماقي عليه خواسته هاي دمكراتيك مردم استفاده مي كند و بخشي از حقوق اساسي آنها را خلاف شرع ميداند و با همين چماق تاكنون بسياري از رقيبان، منتقدين و مخالفين خود را قتل عام و يا از صحنه سياسي اجتماعي حذف نموده است.
انتخابات تاكنون بخشي از نمايش بازي جناحي بين نيروهاي وفادار به رژيم در چارچوب نظام بوده است،هر زمان كه قوانين آن از طرف جناحي رعايت نشد ولي فقيه بعنوان حاكم وارد ميدان شده و بنا به مصلحت نظام اعمال نظر ميكند، انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري آخرين نمايش اين رقابت است، ولي فقيه بعنوان حاكم ميدان از همه كارتهاي قرمزش عليه سبز پوشان اصلاح طلب استفاده كرد و به كمك نيروهاي انتظامي و امنيتي در حضور ميليونها نفر راي به پيروزي جناح اصولگرا داد و اصلاح طلبان را در اين بازي فينال مردود اعلام نمود،اين در حالي بود كه ميليونها نفر به نتيجه بازي اعتراض داشته اند،(احمدي نژاد انتخابات را به مسابقه فوتبال تشبيه كرد)
ساختار قدرت در جمهوري اسلامي بقدري به هم تنيده است كه هر كجاي آنرا بخواهند اصلاح كنند ديگر بخشها نيز به ناچار از پايين تا راس هرم را در برخواهد گرفت از اينروي رژيم اطمينان دارد كوچكترين نسيمي مي تواند در جامعه سركوب شده ايران، تندبادي ايجاد نمايد كه عباي ولايت را با خود خواهد برد و بيش از گذشته آنرا عريان كند.
رژيم اسلامي همچون ديگر فعالين سياسي به اين گفته لنين آگاهست " انقلابيون از رفرم براي بيداري و تشكل توده ها و پيشبرد اهداف انقلابي خود استفاده مي كنند،در جريان مبارزه براي تحقق اين رفرمها توده هاي مردم تجربه سياسي مهمي كسب مي كنند."
 بنابراين تاكنون رژيم اجازه نداده است رفرمهاي مديريت شده توسط اصلاح طلبان رانده شده از قدرت تحقق يابد،چون مي دانند تشكلهاي توده اي و بيداري ملتها، حكومتهاي استبدادي را با خطر سقوط مواجه مي سازد،بدين دليل سعي نموده اند بين مبارزان نسلهاي مختلف فاصله انداخته تا از انتقال تجربه سياسي نسلي به نسل ديگر وقفه ايجاد نمايد.   
بحران همه جانبه
هم اكنون دهها مشكل اساسي در كشور وجود دارد كه روند اصلاح ناپذيري نظام را به يقين تبديل كرده است،بطور مثال مي توان از چنين مواردي ياد كرد:تعيين و اجراي قوانين شرعي مسلمانان شيعه به عنوان قوانين و اصول حاكم بر قانون اساسي كشور،وجود نهاد غير ضروري ولايت فقيه،عدم استقلال قواي سه گانه، سپردن اختيارات فراقانوني به ولي فقيه،انتصابي بودن بسياري از مديرتهاي كلا كشوري و لشكري،تسلط همه جانبه بر ثروتهاي ملي توسط نظاميان،تقسيم مردم به خودي و غير خودي ،عدم پايبندي به انتخابات آزاد و دمكراتيك،رد صلاحيت افراد غير خودي به هنگام كانديداتوري در انتخابات،نقض حقوق زنان، محروم نمودن هموطنان سكولار و يا پيروان ديگر اديان از حقوق خود،تبعيض قومي و نژادي نسبت به هموطنان غير فارس،سانسور شديد نسبت به نشر و ديگر رسانه هاي اطلاع رسان،انحصار دولتي راديو و تلويزيون،غير پاسخگو بودن ارگانهاي سركوب در مقابل مردم و افكار عمومي،نبود آزادي احزاب و تشكلات سياسي واجتماعي مستقل،دخالت گسترده نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي در زندگي خصوصي مردم،عدم تعريف جرم سياسي و اجراي احكام غير انساني شكنجه،سنگسار،اعدام و نقض مستمر حقوق بشر.
علاوه بر موارد ياد شده كه رژيم تاكنون از حل آنها عاجز بوده است ميتوان از بحرانهاي: بيكاري،فقر،اعتياد،فساد اداري و اخلاقي،طلاق،تصادفات،تورم،عدم امنيت،رانت خواري، مديريت،مسكن ،رفاه همگاني و آلودگي محيط زيست نام برد.
بحران مديريت و قانون گريزي،بحران شايسته سالاري،بحران مهاجرتهاي اجباري،بحران فرار مغزها و در نهايت بحران مشروعيت مردمي همه از عمق فاجعه اي حكايت دارد كه جزيي از كارنامه جنايتكارانه رو به رشد رژيم اسلامي است!
در زمينه سياست خارجي با بحرانهاي همه جانبه اي همچون دخالت در امور داخلي ديگر كشورها،حمايت از نيروهاي تروريستي،گسترش تشنج در منطقه،ترور مخالفين در خارج از كشور،دامن زدن به بنيادگرايي اسلامي،به خطر انداختن مرزها و امنيت ملي،دامن زدن به بي ثباتي و گسترش تسليحات كشتار جمعي و رقابتهاي تسليحاتي مواجه مي باشيم،اين بحرانها نه تنها تاكنون رفع نشده بلكه بر اثر سياستهاي غير مسئولانه رژيم اسلامي، دول غربي و كشور هاي مرتجع همسايه تشديد و سايه شوم جنگ بيش از گذشته بر كشورمان سنگيني ميكند.
هر چند گزينه اصلاحات در صدد تغييرات بنيادي در جامعه نيست و قصد براندازي حاكمان را نخواهد داشت اما بايد بياد داشت كه "اصلاحات راهكاري است كه زمينه هاي قانوني و يا انجام آن بايد از طرف قدرت حاكم  قابل پذيرش باشد و يا حاكم قانع شود كه با انجام آن قدرت خود را از دست نخواهد داد"
حاكمان جمهوري اسلامي طي زمامداري خود نه تنها زمينه ايجاد رفرم تدريجي و سراسري در كشور را ايجاد ننمودند بلكه به همان اصلاحات نيم بند دوران خاتمي قانع نبوده و در جوار آن به اعمال كنترلي موازي خود ادامه داده و براي عبور از بحرانهاي آن زمان آنرا هدايت و مهار كردند.
اصلاح طلبان بارها گفته اند كه مبارزات آنها در چارچوب همين نظام است (جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه بيشتر) اما حاكمان بخوبي مي دانند بخش وسيعي از خواسته ها و حقوق مردم با چارچوب اين حكومت همخواني ندارد.
مردم بمرور دريافتند كه مطالباتشان از طرف حكومت ناديده گرفته مي شود و در مقابل نقد و اعتراضاتشان با خشونت صف آرايي مي كند،آنها دريافتند كه تلاش سران رژيم براي حفظ و گسترش اسلام است و خواسته هاي آنها در تفكر اسلامي كه حكومت مبلغ و مدافعش شده است جايي ندارد.
اگر در گذشته مردم معني جمهوري اسلامي را نمي دانستند،امروز بخوبي آنرا تجربه كرده اند،هگل توضيح مي دهد" برده اي كه نام آزادي را شنيده باشد ديگر برده نيست"،اين در حالي است كه مردم ايران نه تنها در مقابل استبداد شاه و شيخ به بردگي تن نداده اند بلكه آزادي و عدالت اجتماعي را از انقلاب مشروطه تا جنبش ملي برهبري دكتر محمد مصدق و از انقلاب بهمن تاكنون فرياد مي زنند.
مردم پس از انتخابات 22 خرداد دهمين دوره رياست جمهوري دريافتند كه پايه هاي استبداد در ساختار حكومت نهادينه است و به حداقل حقوق مردم در يك جامعه ليبرال پايبند نيست، آنها به تجربه آموخته اند روندي را كه رژيم طي مي كند رو به تعميق بيشتر بحرانها مي باشد و باري از مشكلاتشان نمي كاهد، مردم دريافتند كه روشهاي اصلاحي طي دوره هشت ساله خاتمي و بعد از آن كارايي لازمه را نداشته است و تنها هزينه هاي آنها را در مبارزه افزايش داده است.
مردم مي پرسند براي چه بايد تلاش كنند و براي چه بايد كشته شوند و چه چيزي را بايد بدست آورند،آيا بايد جنبشي را كه شروع شده است به انقلاب منتهي نمايند و يا در مبارزه فرسايشي به اصلاحات دروني هدايت كنند؟
بايد به اين پرسشهاي مردم پاسخ داد،بايد گفت كه براي بدست آوردن يك زندگي بهتر،يك جامعه مرفه،يك جامعه آزاد و برابر؛يك حكومت دمكراتيك سكولار بايد تلاش كرد،بايد گفت كه ما خواهان خشونت نيستيم و اين حكومتهاي استبدادي هستند كه سد راه آزادي و عدالت اجتماعي شده اند،مردم در مبارزات اصلاحي خود اين را به تجربه آموخته اند كه پاسخ حكومتهاي ديكتاتور به مردم سركوب و كشتار است.
اكنون مشخص شده است كه جامعه ما نياز به تغييرات اساسي دمكراتيك دارد زيرا ساختار اين حكومت برگرفته از ايده اي جامد و عقب مانده مذهبي غير قابل تغيير است،اخيرا بالاترين مقام رژيم(علي خامنه اي) تفكر اصلاحي را مضر و اصلاح طلبان را مردود اعلام نموده است، ايشان به نمايندگي از حكومت بر اصلاح ناپذيري نظام اسلامي نقطه پايان گذاشته است و در پيامهاي خود به جنبش اعتراضي اعلان جنگ داد،پيامي كه سالهاي قبل از آن توسط خميني صادر شده بود ولي از طرف ساده انديشان جدي گرفته نشد.
در كشوري كه طرح كوچكترين موضوع زندگي مردم به معضلي سياسي بدل مي شود و طبقات اجتماعي در سطحي ملي خواسته هاي خود را بطور مسالمت آميز در خيابان از حكومت مطالبه مي كنند و حاكميت از پاسخگويي به خواستهاي اوليه ناتوان و به شكل خشونت آميز پاسخ آنها را مي دهد نشان از وجود شرايط انقلابي و حركت بسوي انقلابي دمكراتيك است.
 لنين مي گويد:"زماني كه توده ها بهفمند راه اصلاحي كارايي لازمه را ندارد و اصلاح طلبان توان هدايت جنبش را نخواهند داشت و مبارزات آنها بازدارنده خواهد بود زمان آغاز انقلاب دمكراتيك مي باشد".
ايشان ادامه مي دهد"اينكه انقلاب رخ خواهد داد يا نه، تنها به ما بستگي ندارد،اما ما كار خود را انجام خواهيم داد و اين كار هيچگاه بي فايده نيست،اين كار بذر دموكراتيسم و استقلال كارگري را در توده ها عميقا خواهد كاشت،بذري كه مطمئنا فردا در يك انقلاب دموكراتيك و يا پس فردا در يك انقلاب سوسياليستي شكوفا خواهد شد".
در چنين شرايطي ،پس از ناكامي گزينه اصلاح طلبي و رشد شرايط انقلابي لازم است به مقوله هايي همچون پيشروي جنبش مردمي،راهكار عبور از رژيم،نقش نيروها و تركيب طبقاتي آنها،استراتژي و تاكتيك انقلابيون،مرحله انقلاب و وظايف نيروهاي انقلابي پرداخته شود.
انقلاب دمكراتيك،وظايف و راهكارهاي ما
بدون تئوري انقلابي عمل انقلابي امكانپذير نبوده و محكوم به شكست است بنابراين نيروهاي انقلابي پس از تحليل جنبش،شرايط انقلابي و مرحله انقلاب بايد راهكارهاي عملي خود را طرح و ارائه نمايند،تا بتوانند همگام با ديگر نيروهاي اجتماعي جنبش را به پيش برده و به اهداف دمكراتيك خود برسانند.
از آنجا كه نيروهاي مردمي با گرايشات سياسي و طبقاتي متفاوت براي اصلاح ، بركناري و يا سرنگوني جمهوري اسلامي و برقراري نظامي دمكراتيك در اين جنبش مشاركت نموده اند
بنا به ماهيت طبقاتي و فكري افراد،توان نيروهاي شركت كننده در جنبش هاي مردمي متفاوت است و هر كدام بدنبال خواسته هاي خود در اين جنبش شركت خواهد نمود و اهداف خود را متناسب با ظرفيتهايشان جستجو خواهند كرد،براين اساس عده اي از اين افراد در همان پله اول مبارزه خواهند ايستاد و حاضر نخواهند بود توان و امكانات خود را براي پيشروي و تداوم جنبش هزينه كنند زيرا بخشي از آنها پيشروي همه جانبه جنبش را بصورت اصلاحي يا انقلابي مطابق خواسته هاي خود نمي بينند،عده اي نيز به جنبشهاي مردمي اصلا اعتقادي ندارند،اين عده قليل اما تاثيرگذار با امكانات وسيع سعي خواهند نمود خود را به رده هاي بالاي جنبش نزديك نمايند تا آن را منحرف و يا از پيشروي باز دارند،زماني كه جنبش مراحل اصلاحي خود را طي مي كند اين عده سياستهاي محافظه كارانه و هنگامي كه در مراحل انقلابيست سياستهاي اصلاحي و يا ماجراجويانه را تبليغ و ديكته ميكنند.  
در يك جنبش رو برشد مردمي،انقلابيون اين حق را نخواهند داشت تا از مبارزات اصلاحي اصلاح طلبان سكولار جلوگيري و يا آنرا محكوم نمايند بلكه بايد بطور منتقدانه آنها را به تداوم مبارزه تشويق و از آنها در مقابل استبداد دفاع كنند،انقلابيون با دفاع از اصلاح طلبان سكولار تنها در صدد جلب اعتماد آنها و تقويت جنبش اند،آنها اين حق را نخواهند داشت تا جنبش را به درون اصلاح طلبان رهنمون و يا به دنباله روي از آنها هدايت كنند،بلكه اين رفرميستها هستند كه بايد خود را تا سطح جنبش ملي ارتقا و با مردم همراه شوند. ( ادامه دارد )

              نامدار بينام   This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it          
       ( 15 شهريور 1388 )
 
< قبل   بعد >
 
2007 Victoria Azad