گزینه ها
خانه
بیوگرافی
یادداشت ها
دیدگاه ها
رویدادها
آرشیو برنامه های رادیوئی
مصاحبه وسخنرانی ها
حقوق بشر/Human Rights
آلبوم عکس
سامانه های سیاسی و خبری
جستجوی پیشرفته
پیوندها

Mrs Victoria Azad is a renowned politician who the past 40 years has worked in opposition against the Islamic Republic of Iran. She is known as a political analyst, writer and debater. Mrs Victoria Azad has initiated and started several important oppositional associations and is one of the founders of Iran Yaran. Mrs Victoria Azad is especially known for her strong connections to the opposition within the country. She has written numerous important articles and is one of the key figures within the Iranian opposition who is frequently interviewed on matters with regard to the current political situation in Iran In 2002 she was nominated for the Swedish Parliament and held a fourth place in the election. She holds a MA in Nursing and leadership and has worked as University Adjunct as well as held several Managerial position within her field of work.
برنامه های تلویزیونی

شبکه ایرانیاران

روی لوگو کلیک کنید

 اولین برنامه ایرانیاران در تلویزیون کانال یک با اجرای ویکتوریا آزاد موسس و رایزن این شبکه با موضوع معرفی شبکه ایرانیاران و استراتژی این شبکه در رسیدن به هدفِ اتحاد در اپوزیسیونِ مخالف با رژیم جمهوری اسلامی اجرا شد.

برای دیدن این برنامه به کانال یوتیوب #شبکه_ایرانیاران رجوع کنید👇
https://youtu.be/QeSoO6CBKm0
این برنامه را در کانال یک نیز میتوانید ملاحظه کنید
https://youtu.be/epM3n11SMqw
#ژنو_اپوزیسیون
#اتحاد_میلیونی
#شبکه_ایرانیاران
#کانال_یک
@iranyarannetwork1398
کتاب اول دبستان

 
درهمایش شبکه سکولارهای سبز چه گذشت ؟ چاپ پست الكترونيكي
Active Image
2011-05-15
ویکتوریا آزاد
سرآغاز
بتاریخ  شنبه 7 ماه مه 2011  شبکه سکولارهای سبز که در ژانويهء 2010 آغاز بکار نموده، پس از یک سال و نیم تلاش، اولين همايش خود را بمدت دو روز در شهر تورنتوی کانادا برگزار کرد. قصد ندارم که بگویم در این همایش چه مضامینی مورد بررسی قرار گرفت چرا که در سایت http://www.seculargreens.com و سایت ایران امروز گزارش مفصل آقای تقی مختار http://www.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/28566 آنچه را که لازم است بدانید دوستان درج کرده اند  اما در این چند خط میخواهم ازاتفاق مبارکی بگویم که باید براستی آنرا جدی بگیریم وبا کمی دقت و عدم پیشداوری به ظهور چنین شبکه ای که دو عنصر دموکراسی و سکولاریزم بمعنای جدائی نهاد دین از نهاد حکومت را محور باورهای خود قرار داده، توجه کنیم. وقتی به این همایش دعوت شدم راستش در میان راه فکر میکردم که این هم همایشی است مثل همایشهای دیگربا فرق اینکه من به جنبه های نظری شبکه سکولارها ی سبز قویا باور داشتم و از اینرو خود عضو هیئت موسس بودم. ناکامی های ما در استمرار پروژه های سیاسی در گذشته کمی مرا محتاط و ناباور کرده بود با خود فکر میکردم که اینبار چه خواهد شد و گاهی آهی میکشیدم و از شما چه پنهان گاهی اشکم نیز سرریز میشد مخصوصا وقتی که به وضعیت کشورم و ملتم می اندیشیدم و با خود زیر لب میگفتم هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق و عشق من ایران است پس باید بازهم کوشید، استمرار نتیجه میدهد؛ پروسه یعنی استمرار و استمرار رمز موفقیت است، ایران هرگز نمیمیرد!
 برای آنکه بردداشتهای عقلانی و عاطفی خود را درخصوص این همایش توضیح دهم بهتر است به پنج قسمت بپردازم:

پیش زمینه
ارزشهائی را که این همایش حامل بود نباید بعنوان یک دستاورد گروهی تلقی کرد بلکه این دستاورد مثبت حاصل رشد عمومی جنبش و فرهنگ سیاسی مردمان ایران بود که تبلورش را در قامت این همایش شاهد بودیم. تجارب خوب و بد گذشته  برای امروز ما ارمغانی ببار آورده که باید همچون مردمک چشم از آن مراقبت کنیم. هر آنچه که در طول این سالیان ببارآمد امروز شاید نه دیگر به نام همان واحدها قد علم کند اما بیشک با نام دیگر و محتوی متکاملتر خود را عیان میکند. برای روشن شدن منظورم از سرنوشت سیاسی خود میگویم. اگر من روزگاری چریک فدائی نبودم شاید امروز هرگز به این درجه به این باور دست نیافته بودم که را مبارزه با ظلم تنها با سلاح مبارزه سیاسی مسالمت آمیز و بر بستر صلح و آرامش نتیجه بخش است. اگر روزی استراتژی ما در شبکه اتحاد جمهوری خواهان مبتنی بر جمهوری خواهی نبود شاید امروز تا بدین درجه به این باوردست نمی یافتم که جمهوری خواهی  نمیتواند شرط نزدیکی و ائتلاف ما با نیروهای سیاسی دیگر باشد. اگر روزی اصلاح طلب نبودم شاید امروز به این شفافی اعتقاد به غیرقابل اصلاح بودن این نظام نداشتم و خلاصه تمام این پروسه ها به انسان تجربه و دانش می آموزد و باید تمامی این روند ها و تلاشها را بخشی از مبارزات زرین ایرانیان برای کشف حقیقت دانست. تجارب موفق همایش شبکه سکولارهای سبز محصول تما م افت و خیزها و تلاشهای نیک انسانهای برجسته ای است که می خواستند گامی در جهت آزادی کشور خود بردارند.  
 
اخلاق سیاسی، اجتماعی و فرهنگ
براساس آموزشهای کانت سیاست و اخلاق دو مقوله درهم تنیده اند یعنی اخلاق بدون سیاست و سیاست بدون اخلاق امکان ندارد بنابراین اخلاق بعنوان جزء لاینفک سیاست عمل میکند. سیاست آلوده بر استبداد وغیر انسانی، با خود اخلاق استبدادی و غیر انسانی را به ارمغان خواهد آورد و بالعکس. دموکراسی در هیچ کشوری یک شبه زاده نشده و استقرار آن نیز کار امروزو فردا نیست بلکه زمان می طلبد و در پروسه و استمرار معنی پیدا میکند. دموکراتها می گویند باید در دموکراسی نفس کشید و از درون دموکرات شد و دموکراسی را تمرین کرد و آنگاه میتوان جامعه را بسمت دموکراسی سوق داد. در بسیاری همایشها و کنگره ها و کنفرانس ها سعادت حضور داشته ام و از بسیارانی چیزها آموخته ام و شاهد دعواها، آشتی ها، بحث ها و جدل ها و خلاصه زحمات بسیاری از دوستان و رفقا برای پیشبرد اهدافمان بوده ام اما آنچه در تورنتو دیدم هرگز ندیدم. سطح بالای روحیه مدارا و تولرانس، اخلاق و پایبندی به اصول اولیه رفتار انسانی، احترام به یکدیگر، روحیه توافق و تواضع، از جان و دل کار کردن و با عشق و افتخار به میهن خود تلاش ورزیدن، حضور برابر و فعال زنان در امور اجرائی و سیاسی، از مال و امکانات خود گذشتن برای به سرانجام رساندن کار، احترام به دگراندیش، عدم باند بازی و استفاده از شیوه های قدیمی جاری در سازمانها و احزاب ایرانی برای زدن و خنثی سازی یکدیگر، نخبه پروری و تبعیض ستیزی، تقسیم کار و روحیه قدردانی از یکدیگر، تاکید مدیران اجرائی بر توانائی های اعضا، روحیه بزرگواری، صمیمیت و مهرورزی در میان اعضای شبکه  با غیر اعضا و مهمانان، شادی و لذت بردن از اوقات با هم بودن و خلاصه روحیه همبستگی و همیاری مرا مجذوب این جمع کرد. از رقتار برجسته این جمع احترامی بود که برای بانوی عزیز و گرامی فاطمه حقیقت جو قائل بودند و براستی که این بانو احترام برانگیز و دوست داشتنی است. نگاه سکولار او و برخی پیچید گیها و تناقضات نظری او را بسیارانی بخوبی دریافتند اما بدون هیچ تعصبی باهم دیالوگ کردند و بهم فرصت دفاع دادند. چه با شکوه است آنگاه که انسان در آزادی نفس میکشد!

پایه های نظری سکولارهای سبز
به باور من شبکه جهانی سکولارهای سبزبرای دموکراسی و سکولاریزم در ایران اولین جنبش فکری جدی و نخبه است که مسئله سکولاربزم را بدرستی و آگاهانه برجسته کرده است و عزم را جزم نموده که یکبار برای همیشه تکلیف دخالت روحانیت دردولت و حکومت را روشن کند. این جریان که فی الواقع به همت اندیشمند عالی قدر آقای دکتر اسماعیل نوری علا بنا شده؛ پاشنه آشیل جمهوری اسلامی یعنی همان سکولاریزم را نشانه گرفته. اگر امروز برخی فریاد دروغین دموکراسی خواهی را سر میدهند و همه دموکرات شده اند اما همه نمیتوانند سکولار باشند و علی الخصوص جمهوری اسلامی ادعای هر آنچه داشته باشد اما ادعای سکولاریزم را نتوان داشت و برنمی تابد.
عدم التزام به اصل سکولاریزم بمثابه بستری مناسب  برای رشد دموکراسی سرآغاز تبعیض نوع بشر است. چرا که سکولاریزم فلسفه چگونه زیستن است و مبتنی است بر احترام عمیق به حق انسانها برای انتخاب و بهره گیری از فرصتهای زندگی بدون محدویتها و فشارهای ایدئولوژیکی و باورهای دینی. درنگاه و فلسفه سکولاریسم قوانین و دستورهای اجتماعی زمینی و قابل تغییرو انطباق با عصرمعاصردارد، حقوق انسانی ازمنظر رفاه دنیوی مدنظراست درحالیکه فلسفه مقابل آن اسلام سیاسی  و یا پروتستانیسم سیاسی و یا مسیحیت سیاسی و ... بدنبال جایگزین کردن قوانین خداوند و بلامنازع منطبق با کتاب آسمانی و کتاب دوران کهن و شریعت اسلام برای کسب رفاه اؤخروی است که مدنظراست. بنابر این صدها صفحه قلم زدن دکتر اسماعیل نوری علا در این خصوص جای قدردانی و تجلیل دارد.
حیات جمهوری اسلامی با تبعیض رقم خورده و سکولاردموکراسی تنها سلاحی است  که او را آچمز میکند. تاکید شبکه سکولارهای سبز بر سکولاریزم نشان از درک وافر و جامع این دوستان از مقوله پروسه دموکراسی در ایران است. بله پروسه دموکراسی در ایران از چهارراه سکولاریزم میگذرد. لذا پایه های تئوریک این جریان بر شالوده پافشاری بر عنصر سکولاریزم  بسوی دموکراسی استوار است.
هفت اصل اعتقادی سکولارهای سبز که عبارتند از سکولاريسم يعنی اعتقاد به جدائی دین ازحکومت و قوانین کشور، انحلال جمهوری اسلامی ؛ ایجاد آلترناتیو سکولار دموکرات متشکل از گرایشات جمهوری خواه اعم از سوسیالیست ملی گرا و یا دین باورسکولار، طرفدار پادشاهی مشروطه پارلمانی، فدرالیستها برای بوجود آوردن بدیلی مناسب جهت گذار ازحکومت اسلامی  و رسیدن به مجلس موسسان منتخب مردم ایران و تدوین قانون اساسی نوین،  یکپارچگی ایران،  باور به اعلامیه جهانی حقوق بشر بعنوان زبربنای تدوین قانون اساسی سکولار ایران فردا، اصول دموکراسی و آزادی های وسیع سیاسی، اجتماعی،  فرهنگی و دينی! آنچه که بخوبی در این همایش مشهود بود باور به این اصول بود چرا که من در این همایش شاهد حضور نماینده حزب کمونیست و کارگری تورنتو بودم و از قضا ایشان در یکی از پانل ها به پشت تریبون آمد و اظهار نظر کرد وهمه با احترام برای او کف زدند که شایسته کف زدن هم بود. باز شاهد بودیم که فدرالیستها پانل مخصوص داشتند و با احترام و تشویق حاضرین نظریات خود را بیان کردند و اتفاقا بخش قابل توجهی از مدیران و گردانندگان شبکه و پانلها با تمایندگان ملیتهای ایرانی همدلی و همیاری داشتند. فضا فضای تولرانس و باور به آزادی و دموکراسی بود. از شورو شعف در خود نمی گنجیدم. با خود فکر میکردم فرق اینور دنیا با اونور چیست ؟ فکر کردم شاید به دلیل اینکه اکثر آنها در کشورهای فدراتیو زندگی میکردند لذا فدرالیسم برایشان فحش و مسئله ناموسی تلقی نمیشد. بهرروی میخواهم بگویم ازآنجا که شبکه ادعای همبستگی و ایجاد فضای همکاری و هموندی داشت سعی همگان بر آن بود که چنین روحیه و رفتاری را نیز به نمایش بگذارند.
شبکه از ابتدا اذعان داشت که هدفش آلترناتیو سازی و حرکت در جهت ایجاد بدیلی سکولار دموکرات برای ایجاد امید به تحول در مردم ایران و گذار ازحکومت اسلامی است و به جرات میتوان گفت که شبکه در این مسیر گامهای مفیدی را برداشت. پیام ها و سخنرانی ها همه حاکی از درک این ضرورت و باور به همبستگی و نزدیکی عملی گرایشات گوناگون سیاسی بود. به نظر میرسد که نخبگان سیاسی ایران تلاش برای وحدت بدیل سازانه  را آغاز کرده اند و در این راه حاضر به قبول مسئولیت و پرداخت هزینه و ائتلاف با دیگری باشند. به باورنگارنده اگر مکانیسم و فرآیند مناسبی برای آلترناتیو سازی انتخاب شود نزدیکی این جریات بهم ممکن تر خواهد بود. همایش سکولارهای سبز گام بزرگی برای احقاق این مهم بود. روحیه حذف دیگری برای اثبات حقانیت من دراین شبکه بسیار کم رنگ بود و البته شعار این شبکه نیز ایران از همه ما مهمتر است بود و بدیهی است که انتخاب این شعار منبعث از اراده معطوف به همبستگی و قبول گوناگونی وبرسمیت شناختن تفاوتها و عبور از فرهنگ خودی و غیر خودی است و این آغاز یک دگرگونی مبارک است. دوستان شبکه نیز نشان دادند که به دیالوگ و گفتمان با دگراندیشان و سازش در یک نقطه میانی پای بند هستند و این همان عاملی خواهد بود که به پروسه اعتماد سازی یاری می رساند.

توان سازماندهی و مدیریت
به طور کلی، منظور از سازماندهی  و مدیریت به انجام رساندن گام های مطرح شده در شبکه یا هر ارگان دیگر است. برای بازدهی و به نتیجه رسیدن نیاز به چنان سازماندهی است که  تمامی باورمندان به اهداف را درگیرموضوع کند وبرای هریک جایگاه مشخصی در نظر گرفته شود و شرح وظایف تنظیم شده ای وجود داشته باشد. سازماندهی، فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد وگروه های کاری و هماهنگی میان آنان، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد  با این زمینه بلحاظ توان سازماندهی و مدیریت چه بگویم که جدا دوستان هر یک در نوع خود مدیران بسیار قابل و توانمندی بودند. انضباط، وقت شناسی، برنامه ریزی، تقسیم کار، شرح وظایف و اهداف همه در سطح بسیار مناسبی بود و البته من از درد دلهای پنهانی بی اطلاعم و ای بسا شکایاتی باشد که نیاز به رسیدگی دارد ولی آنچه در ظاهر امر شاهد بودم همانها بود که گفتم و در مجموع چهار وظیفه مدیریتی برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، رهبری و کنترل در حد مقبول و شایسته ای انجام شد. آنچه که توجه مرا بیش از حد به این جریان معطوف کرد حضور مرد بزرگ و انسان متعالی جناب دکتر اسماعیل نوری علا بود که براستی میخواهم او راپدر معنوی خود و جنبش سکولار دموکرات ایران نام نهم. او را باید دریاف، دکتر هر قلب سنگینی را در خود ذوب میکند و مهرو پایداری را به او الهام میبخشد. دکتر با این سن بالا و جسم بیمار اما روح و قلب سالم و فکر زلال التیام بخش دلهای خسته بود. حضور او نظم آفرین و ایمان برانگیز بود. وجودش سراسر حاکی ازعشق به ایران و اراده معطوف به ملتش بود و هست. او یک نخبه مخلص وسرشار از غرور و انگیزه است و او بانی آغاز جنبش فکری سکولاریزم در ایران است او را گرامی بداریم.
 
امور مالی و بهت زدگی ویکتوریا
مسئله مالی یکی از حساسترین قسمتهاست برای هر سازمان و تشکلی است. پس از پایان کنفرانس در جلسه اعضا کسری بودجه و عدم توازن بین خرج و دخل مطرح شد و در انجا بخوبی متوجه شدیم که اینطور نبوده که ماموران حکومتی اعلام کردند یعنی  آقای نوری علا بانک کسی را نزده بود بلکه دوستان از حمایت مالی بازرگانان ایرانی برخوردار شده بودند و تازه وقتی دخل کم آمد شاهد صحنه ای فوق العاده بودم. شیرزنی از یک طرف گفت من 500 دلار میدهم و شیرزن دوم که شغلش درخرید و فروش مسکن بود گفت 500 دلار میدهم و آقای ذوالفقاری عزیزمسئول تلویزیون آپادانا بهمراه دوستان کالیفرنیا گفتند 20000 دلار میدهیم . شنیدن این صداها بهت برانگیز بود. بیاد این سالهائی افتادم که ما از حقوق کارمندی خود هزینه می کردیم و حسین شریعتمداری در کیهان با بی شرمی می نوشت که ما میلیاردها دلار از اسرائیل و امریکا گرفته ایم. این شرح مختصری از فدارکاریهای دوستان شبکه سکولارها برای پیشبرد پروژه آزادسازی ایران.

روابط انسانی  
محققان به این باور رسیده اند که بهره‌وری بیش از آنکه متاثر از عوامل فیزیکی یا ملموس باشد متاثر از عوامل روانشناسانه و اجتماعی است. طرفداران نظریه روابط انسانی معتقدند مدیران باید بیش از گذشته به رفاه، انگیزه و ارتباطات کارکنان بپردازند.
پژوهشگر دیگر حوزه روابط انسانی آبراهام مازلو است. مازلو در سال 1943 مدعی شد که انسان‌ها دارای 5 سطح از نیاز هستند. پایه‌ای‌ترین نیازها، نیازهای فیزیکی افراد همچون غذا، آب و سرپناه است، و بالاترین سطح نیازهای او، خودیابی وارضای شخصی و روحی و روانی آنهاست. مازلو بیان داشت که مردم از ارضای نیازهای سطح پایین خود شروع کرده و به مرور به سطوح نیاز بالاتر دست می‌یابند (برگرفته از شبکه ملی مدارس).
لذا آنچه که این همایش را با همایشهای دیگر متمایز ساخت دقیقا همین نقطه قوت دوستان در ایجاد مناسبات انسانی بود که خستگی را از جان آدمی بدر میکرد.


امور رسانه ای
رسانه ها در عصر ارتباطات و اطلاعات یکی از مهم ترین ابزارهای دسترسی به اهداف تلقی می شوند. از این رو بعد از جنگ جهانی دوم استقبال وافری ازتاسیس و بسط رسانه ها صورت گرفت و سازمان های ارتباطی متعددی تشکیل شد. از این همایش دو رسانه  یکی میهن تی وی و دیگری ایران ما تی وی، گزارش جامع و بسیار حرفه ای را تهیه کردند و سه روز تمام برنامه آنان به این موضوع اختصاص داشت که در همینجا از آنان بینهایت سپاسگزارم و به سهم خود زحمات آنان را ارج می نهم. رسانه های دیگری چون شهروند و خودنویس و بالاترین گزارشی از این همایش را درج کردند ولی مشکل اساسی این بود که دوستان شبکه به این امر مهم کم توجهی کرده بودند و اساسا برای جلب فعال رسانه اقدام چندانی صورت نگرفته بود لذا این همایش فوق العاده  خوب، متاسفانه انعکاس رسانه ای چندانی نداشت.

نتیجه  
همایش برخلاف نظر حسین شریعتمداری (کیهان) و دستگاه نظام منفور جمهوری اسلامی یک همایش بغایت موفق بود. بدیهی است ازآنجا که این جریان به یک دینامیسم رشد و توسعه پایدار پایبند است می رود تا خود را بیش از بیش از هر لحاظ آسیب شناسی کند وارتقا دهد و بشکل حرفه ای کار را به پیش برد.
توصیه های نگارنده برای تکامل شبکه بقرار زیر است :
1.    شبکه می بایست در اسرع وقت با سایر جریانات همسو وارد یک دیالوگ فعال شود جهت تشکیل ائتلافی با  نیروهای مشابه. نیروهای ائتلاف باید هدف و مقصود مشترک بر مبنای خواسته های حداقل را دنبال کنند. بدیهی است اهداف دیگر در چهارچوب حفظ نظام و یا مبارزه مسلحانه و یا استراتژی های جنگ محور دراین چهارچوب نمی گنجد.
2.    در یک جریان سیاسی ائتلافی، جریانها با هم عقد و پیمان ابدی نمی بندند بلکه حول اهداف معینی با تاکید بر منافع مشترک برای برداشتن گام های بزرگ به سمت استراتژیهای متفاوت ائتلاف میکنند. این جریانها هر یک میتوانند پلاتفرم سیاسی مشخصی را در چهارچوب جریان سیاسی خود دنبال کنند اما در ائتلاف حول یکسری اهداف آنی متحد شوند برای مثال گذار از جمهوری اسلامی، مجلس موسسان منتخب مردم با حضور نمایندکان مردم از تمام خطه ها و مناطق ایران و تدوین قانون اساسی نوین. بدیهی است که برای انتخاب ساختار سیاسی آینده، جمهوری خواهان، مشروطه خواهان، فدرالیستها، سوسیالیستها و...باید ساختار مورد نظر خود را تبلیغ و ترویج کنند و مردم با این اندیشه و پلاتفرم ها در یک شرایط آزاد و برابر آشنا شوند. بنابراین برای ورود به این مرحله نیاز اول ما توافق بر چگونگی گذار است و بالطبع تاکید مکرر بر حقانیت یکدیگر.
3.    شبکه با عموم رسانه های جاری وارد گفتگو شود و لزوم همکاری و همیاری آنها در پژاوک صدای شبکه را توضیح دهد
4.    با تمرکز قدرت و خود محوری شدیدآ فاصله حفظ شود و نخبگان بیشتری در حوزه سیاست گذاری از هر دو جنس زنان و مردان و خصوصا جوانان دخالت داده شوند
5.    برای رشد و تقویت روحیه دموکراسی ازفرهنگ وحدت طلبی سیره اهل بیت که در فرهنگ ما ایرانیان نقش ایفا میکند فاصله گرفته شود. وحدت در سیره اهل بیت عبارت است از اتحاد و همبستگي ميان‌مسلمانان و نفی هرگونه‌مرز بندي‌فكري‌، سياسي‌، اعتقادي‌و طبقاتي‌درون‌جامعه‌اسلامي‌ و مبارزه‌با بدعت‌و دگراندیشی های فكري‌و عملي‌در ميان‌امت‌اسلامي‌. رابطه ما رابطه مرید و مراد و یا امت و ملت نیست. فرهنگ خودی و غیرخودی تنها از مغز خمینی و خامنه ای تراوش نکرده این فرهنگ یک زمینه ملی مذهبی دارد و منشاء در تعالیم کهنه دینی دارد. برای مبارزه با این جلوه های ناخوشایند می بایست هوشیار باشیم که چه جوانبی از فرهنگ کهن ما ایرانیان آفت پیشرفت و توسعه ماست.
6.    شدیدا هشیار باشیم که نیروهای جمهوری اسلامی در صفوف ما نفوذ نکنند که آنها با شیوه های کثیف خود با سلاح تفرقه میتوانند ما را ازهم دور کنند  
7.    با فرهنگ تخریب و ترور شخصیتها بشدت فاصله بگیریم و تا از صحت و سقم چیزی مطلع نیستیم آنرا بزبان نیاوریم و خبر را باور نکنیم.
8.    در زندگی شخصی یکدیگر تجسس نکنیم و برحزر از برخوردهای شخصی در اجتماعات بزرگ باشيم.
9.    همواره اهداف را بازخوانی و باز تعریف کنیم و پس از توافق اهداف را در روندهای کوتاه مدت تغییر ندهیم و اعتبار نظر را خدشه دار نکنیم.
10.    به تصميم های جمعی احترام بگذاريم و نگذاریم ما را به گرداب بی تصمیمی و سرگیجه سیاسی سوق دهند.
11.    سکولاریزم را اهرمی برای نهادینه سازی فرهنگ دموکراسی تلقی کنیم و آن را پاس بداریم. در سراشیبی ها پیوند دیرباز روحانیت را برنتابیم اما احترام به روحانیت از هر نوع آن تنها بعنوان یک باور دینی محفوظ باشد. روحانیون طرفدار سکولاریزم و باورمند به دموکراسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر را متحدین معنوی خود تلقی کنيم.
12.    نگاه معطوف به هدف داشته باشیم و از سرزنش ها و ملامتها نهراسیم اما انتقادها و ایرادات را بدیده جان گوش کنیم و بررسی کنیم، خود نمونه ای از اندیشه باشیم .

     ایران هرگز نمیمیرد
     جاوید عشق و دوستی و صلح پایدار
     ویکتوریا آزاد
 
< قبل   بعد >
 
2007 Victoria Azad