گزینه ها
خانه
در باره ما
یادداشت ها
دیدگاه ها
رویدادها
آرشیو برنامه های رادیوئی
مصاحبه وسخنرانی ها
حقوق بشر/Human Rights
آلبوم عکس
سامانه های سیاسی و خبری
جستجوی پیشرفته
پیوندها
درخواست


خبرگزاری مجموعه فعالان
حقوق بشر در ایران
(هرانا)


با زنان نقال ایران آشنا شوید
ساقی عقیلی ( ندا آفرید )
با ساقی عقیلی آشنا شوید
http://forum.irtools4u.com/
showthread.php?p=234182

لینک جدیدترین نقالی های بانو عقیلی
وبلاگ بانو عقیلی
http://modernnarrating.webs.com
/photos.htm


فاطمه حبیبی زاد ( گردآفرید )
وبلاگ رسمی بانو حبیبی زاد
http://www.gordafarid.net


Active Image
 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران


Active Image

 

Active Image

Active Image

Active Image
 


Riksteatern



Active Image


Active Image

 


Active Image


Active Image
 
 
افزایش نگرانی از وضعیت زندانهای ایران چاپ پست الكترونيكي
http://parsdailynews.com/87788.htm
....
رویا عراقی از طرفداران آیت الله کاظمینی بروجردی است که چهار ماه در زندان اوین بوده که دوماه آن را در سلول انفرادی سپری کرده است. آیت الله سید محمد حسین کاظمینی بروجردی روحانی مخالف تئوری ولایت فقیه است که او نیز اکنون زندانی است.

خانم عراقی که به همراه تعداد دیگری از هواداران آقای بروجردی در سال 88 بازداشت شده بود، از مشاهدات خود از وضعیت زندان ازلحظه ورود به زندان به یورونیوز می گوید: “اول ما را بردند به سلولی که یک هفته آنجا بودیم. آن سلول بسیار کثیف و متعفن بود و یک توالت فرنگی داشت پر از کثافت که بوی تعفنش همه جا را گرفته بود. در سلول دوربین مدار بسته هم داشتند و ما را نگاه می کردند. سه چهار نفر را در این سلول انداختند به طوری که حتی جای دراز کشیدن هم نبود و باید جلوی همدیگر و جلوی دوربین مدار بسته دستشویی می رفتیم. این سلول کثیف و تاریک هیچ پنجره ای به بیرون نداشت و حتی دریچه ای نداشت که هوا تهویه شود.”

رویا عراقی در ادامه می گوید: “بعد مرا به یک سلول انفرادی بردند و تمام لباسهایم را درآوردند و به طور کامل بازبینی بدنی کردند. یک لباس نازک به من دادند با یک پتوی کثیف ولی عینکم را به من ندادند و وسایل بهداشتی هم وجود نداشت. هفته اول بشدت مریض بودم و خونریزی داشتم و به بیماری‌های عفونی دچار شدم. ما نمی‌توانستیم دستشویی برویم هر چقدر به در می کوبیدم در را باز نمی کردند بخصوص شب‌ها، وقتی هم می‌آمدند داد می زدند که شما حق ندارید در بزنید و حق ندارید زود به زود دستشویی بروید. من دراین سلول دچار تنگی نفس شدید شدم به طوری که فکر می کردم نفسم قطع می شود و هر چه به در کوبیدم که مرا حداقل کنار یک پنجره ببرند تا بتوانم نفس بکشم، گفتند بازجویت اجازه نمی دهد و من صدای مردی را شنیدم که می‌گفت اصلا به او محل نگذارید و در را باز نکنید، بگذارید در همان حالت بماند. تا این که من بیهوش شدم، وقتی به هوش آمدم نمی‌دانستم چه مدت بیهوش بودم و چه بلایی بر سرم آمده است.”
 
< قبل   بعد >
 
2007 Victoria Azad