گزینه ها
خانه
بیوگرافی
یادداشت ها
دیدگاه ها
رویدادها
آرشیو برنامه های رادیوئی
مصاحبه وسخنرانی ها
حقوق بشر/Human Rights
آلبوم عکس
سامانه های سیاسی و خبری
جستجوی پیشرفته
پیوندها

Mrs Victoria Azad is a renowned politician who the past 40 years has worked in opposition against the Islamic Republic of Iran. She is known as a political analyst, writer and debater. Mrs Victoria Azad has initiated and started several important oppositional associations and is one of the founders of Iran Yaran. Mrs Victoria Azad is especially known for her strong connections to the opposition within the country. She has written numerous important articles and is one of the key figures within the Iranian opposition who is frequently interviewed on matters with regard to the current political situation in Iran In 2002 she was nominated for the Swedish Parliament and held a fourth place in the election. She holds a MA in Nursing and leadership and has worked as University Adjunct as well as held several Managerial position within her field of work.
 
افزایش نگرانی از وضعیت زندانهای ایران چاپ پست الكترونيكي
http://parsdailynews.com/87788.htm
....
رویا عراقی از طرفداران آیت الله کاظمینی بروجردی است که چهار ماه در زندان اوین بوده که دوماه آن را در سلول انفرادی سپری کرده است. آیت الله سید محمد حسین کاظمینی بروجردی روحانی مخالف تئوری ولایت فقیه است که او نیز اکنون زندانی است.

خانم عراقی که به همراه تعداد دیگری از هواداران آقای بروجردی در سال 88 بازداشت شده بود، از مشاهدات خود از وضعیت زندان ازلحظه ورود به زندان به یورونیوز می گوید: “اول ما را بردند به سلولی که یک هفته آنجا بودیم. آن سلول بسیار کثیف و متعفن بود و یک توالت فرنگی داشت پر از کثافت که بوی تعفنش همه جا را گرفته بود. در سلول دوربین مدار بسته هم داشتند و ما را نگاه می کردند. سه چهار نفر را در این سلول انداختند به طوری که حتی جای دراز کشیدن هم نبود و باید جلوی همدیگر و جلوی دوربین مدار بسته دستشویی می رفتیم. این سلول کثیف و تاریک هیچ پنجره ای به بیرون نداشت و حتی دریچه ای نداشت که هوا تهویه شود.”

رویا عراقی در ادامه می گوید: “بعد مرا به یک سلول انفرادی بردند و تمام لباسهایم را درآوردند و به طور کامل بازبینی بدنی کردند. یک لباس نازک به من دادند با یک پتوی کثیف ولی عینکم را به من ندادند و وسایل بهداشتی هم وجود نداشت. هفته اول بشدت مریض بودم و خونریزی داشتم و به بیماری‌های عفونی دچار شدم. ما نمی‌توانستیم دستشویی برویم هر چقدر به در می کوبیدم در را باز نمی کردند بخصوص شب‌ها، وقتی هم می‌آمدند داد می زدند که شما حق ندارید در بزنید و حق ندارید زود به زود دستشویی بروید. من دراین سلول دچار تنگی نفس شدید شدم به طوری که فکر می کردم نفسم قطع می شود و هر چه به در کوبیدم که مرا حداقل کنار یک پنجره ببرند تا بتوانم نفس بکشم، گفتند بازجویت اجازه نمی دهد و من صدای مردی را شنیدم که می‌گفت اصلا به او محل نگذارید و در را باز نکنید، بگذارید در همان حالت بماند. تا این که من بیهوش شدم، وقتی به هوش آمدم نمی‌دانستم چه مدت بیهوش بودم و چه بلایی بر سرم آمده است.”
 
< قبل   بعد >
 
2007 Victoria Azad