نوشته هادی خرسندی درباره
" شادروان علیرضا پهلوی"
http://www.asgharagha.com/archives/002634.php
درسوگ هموطنی دیگر
مرگ تلخ شاهزاده
  یک ایرانی تجصیلکرده و مرفه، دور از وطن به زندگی خود خاتمه داد. در کنار خبرهای شکنجه و قتل زنان ومردان وطن، خبر خودکشی شاهزاده، تلخی دیگری دارد، گرچه سرچشمه همه این تلخی ها یکی ست.   به شهبانو فرح، آقای اردشیر زاهدی، بستگان و نزدیکان شاهزاده و همه آنان که این خبر بغضی شد در گلوی شان ، تسلیت میگویم   
 
بی تو نه امور این جهان لنگ شده
نه بین زمین و آسمان جنگ شده
نه کوه شده آب و نه دریا شده خشک
اما دل من برای تو تنگ شده
 
دیگر اینکه میگویم اگر ما یک ملتی بودیم که میتوانستیم بدون دخالت دادن حب و شراکت دادن بغض و به دور از خودنمائی و خودشیرینی، مرگ یک شاهزاده را بررسی کنیم، چه بسا که شاهزاده مان هیچوقت خودکشی نمیکرد   


سخنی با هادی خرسندی عزیز

خوشا به تو هادی که دلی چون دریا و قلبی آکنده از عشق و قلمی چون جوی روان داری، تو مرا هم میخندانی و هم میگریانی تو کیستی که چنین پرصلابت دل ما را تکان تکان میدهی قدر تو را امروزباید بدانیم که فردا دیر است
شادروان علیرضا امیدش را به تغییر شرایط امروز ایران از دست داده بود و رفتن را به ماندن و زجر کشیدن ترجیح داد او یک میهن پرست حقیقی بود برای او ایران بالاترین ارزش بود ثروت او، باورو عشقش به ایران بود . علیرضا خود را همچون هزاران ایرانی دربند،  یک زندانی و تبعیدی
میدید او رنج این تحقیر را دیگر نمیتوانست تحمل کند. مرگ او گواه دیگری است بر آنچه بارها گفتیم برای خاندان پهلوی هیچ ثروتی و هیچ لذتی بالاتر از حفظ ایران و توسعه و ترقی ایران نبوده و نیست . نمونه عالی این باور شاهزاده رضا پهلوی و شهبانو فرح پهلوی است . زندگی آنان شام تا کام وقف ایران و ایرانی است . قلب آنها برای نجات ایران ازورطه سقوط و ناکامی می تپد. آنان که می توانستند مثل خیل عظیم ایرانیان براحتی
زندگی کنند و چند روز عمر را در صفا و شادمانی فیزیکی طی کنند اما انتخاب کردند که درتب ایران بسوزند و با نام ایران بپاخیزند. شاد باد روح رضا شاه کبیر؛ محمد رضا شاه پهلوی ؛ لیلا و علیرضا پهلوی عزیز
 
با احترام ویکتوریا آزاد