اصلاح يا انقلاب - 6/ نامدار بی نام
كدامين گزينه،كدامين راهكار ( قسمت ششم )
مردم شريف ايران،بيائيد بار ديگر بياد آوريم چگونه ارتجاع اسلامي بر امواج خروشان انقلاب بهمن سوار شد و در سازش با قدرتهاي امپرياليستي در سال 1357 بقدرت رسيد و پس از تثبيت نسبي مطابق با منافع ارتجاع و بيگانگان انقلاب بهمن را به شكست كشاند،دست به كشتار مشروطه خواهان،كمونيستها،مجاهدين و ملي گرايان زد تا بقاي خود و روند چپاول كشور را براي بيگانگان هموار نمايد.
مردم شريف ايران،مبارزين راه آزادي و عدالت
اگر به حافظه تاريخي خود رجوع كنيم درخواهيم يافت،قدرتمندان جهاني و ارتجاع اسلامي در هيچ زماني،تحمل ميهن پرستان واقعي از مشروطه خواه گرفته تا ملي گرا،از كمونيست گرفته تا مجاهد را نداشته اند،آنان ميدانند گسترش جنبشهاي دمكراتيك در كشور عرصه را بر غارتگران تنگ خواهد نمود،از اين رهگذر سه دهه ظلم، كشتار،ويراني و تخريب را از طريق حكومت جمهوري اسلامي بر مردم كشورمان تحميل نمودند.
هموطنان،سه دهه جدا از هم رزميديم،جان داديم،آواره گشتيم ولي با تمام اشتباهاتمان از پاي نيفتاديم،اكنون با تمام تفاوتها بايد آموخته باشيم،منافع ملي(استقلال،آزادي،عدالت اجتماعي)و دردمان(استبداد جمهوري اسلامي) يكي است،در نتيجه،"اين درد مشترك جدا جدا درمان نمي شود" و "منافع ملي بدون رزم مشترك دست نيافتني خواهد بود"!
خواهران و برادران ارجمند،با توجه به تجربه مبارزات گذشته و ماهيت استبدادي رژيم،ناچار خواهيم بود براي رسيدن به منافع ملي از حكومت جنايتكار جمهوري اسلامي گذر كنيم.اين درد مشترك را بايد درمان كرد،درمان اين درد با مبارزات خودبخودي،سازماندهي نشده،بي برنامه،غير شفاف،اصلاحات از بالا و حتي با سرنگوني رژيم جنايتكار اسلامي بدون رسيدن به حاكميتي دمكراتيك به مقصد نخواهد رسيد.
هموطن،كاخ استبداد را ويران و بناي آزادي را بر جاي آن برپا بايد ساخت.ويراني سخت و آبادي سخت تر از آني خواهد بود كه تاكنون بوده است،ويراني كاخ ستم و ساختن بناي آزادي اگر طبق برنامه و رزم مشتركي نباشد چه بسا باعث صرف هزينه بسيار و ريزش آوار بر سر تخريب كنندگان و مجريان خواهد شد.مبارزه قوانين خاص خود را دارد و در مسير تكاملي با عوامل تاثيرگذار بسياري مواجه خواهد شد كه بدون در نظر گرفتن آن ممكن است با فداكاري و صرف نيروي گزاف هم نتوان به اهداف مبارزه دست يافت.
براي موفقيت عملي در تخريب استبداد و ساختن ايراني آزاد،به طرح و برنامه هاي مهندسي شده نياز است،لذا هر طرح،طراحان،مشاوران،مجريان،ابزار،مصالح،هزينه و شرايط  مساعد خاص خود را طلب مي كند.يقينا در مبارزه با بسياري از نابسامانيهاي اجتماعي و از آن مهم تر،برقرار نمودن حاكميتي دمكراتيك بر ويرانه رژيمي ضد بشري كه به هيچ معيار و قانون انساني پايبند نيست،برنامه ريزي،تقسيم كار،وظيفه شناسي و مسئوليت پذيري جمعي بيشتري را براي مقابله با سركوبهاي رژيم،توطئه هاي بيگانه و فرصت طلبان را ضروري مي سازد.

انسانهاي مسئول براي درمان درد و يا رفع يكي از كمبودهاي ضروري زندگي جامعه خود، از دانش و تجربه بسياري از شهروندان،متخصصان،صاحب نظران،طراحان و مجريان مختلف استفاده مي كنند و آنها را به مشاركت و همكاري دعوت خواهند نمود،چنانچه بخواهند به موضوعي پردازند كه زندگي و سرنوشت  شهروندان را در بر گيرد اين مشاركت با حساسيت بيشتري دنبال خواهد شد.
آيا امروز چگونه است كه براي حل بزرگترين معضل جامعه( گذر از رژيم اسلامي و برقراري نظامي دمكراتيك)، هيچگونه رايزني و مشاركت عمومي جدي بين مبارزين راه آزادي و عدالت در عرصه هاي، سياسي ،اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي ،حقوقي و ... در سطح گنگره اي ملي فارغ از دغدغه هاي گروهي و سياسي صورت نمي گيرد!
پيش بسوي برگزاري كنگره ملي !
با كمال تاسف بايد اعتراف نمود،پراكندگي اپوزيسيون و جنبشهاي اجتماعي متاثر از آن طي ساليان گذشته اين امكان را به قدرتهاي بيگانه و رژيم جمهوري اسلامي داده است تا كشور را چپاول كرده و بقاي خود را تحكيم بخشند،امروز بيش از هر زماني ضروري است با حفظ هويت خود در جوار هم براي اهداف دمكراتيك و ملي طي طريق نمائيم.
مردم ايران ديگر نخواهند پذيرفت كه هركدام از مبارزين راه آزادي و عدالت،پيكار پر هزينه اما كم اثر خود را با رژيم اسلامي  بصورت منفرد ادامه دهند و با طرح مباحثي جدي اما در شرايط كنوني غير ضروري از رزم مشترك طفره روند. جنبش دمكراتيك مردم ايران از افراد و نيروهاي معتقد به تغييرات ساختاري و اصول دمكراتيك طلب مي كند تا براي تاثيرگذاري بيشتر و بهتر در مبارزه با رژيم ضد بشري جمهوري اسلامي گامهاي نظري و عملي جدي تري را همسو با هم بردارند.
همانطور كه در گذشته جنبش دمكراتيك مردم ايران توانست محمد رضا پهلوي را از تخت سلطنت به زير كشد اين توانايي را نيز دارد كه بتواند شيخ را از منبر پائين آورد،اما اين تغيير زماني اتفاق خواهد افتاد كه رهبري جنبش جمعي و دمكراتيك باشد تا بتواند توده هاي وسيعي را نمايندگي و آرزوي تسلط مجدد قدرتهاي امپرياليستي با مهره هايي دستچين شده اي از شاه و شيخ را ناكام گذارد.
جنبش كنوني مردم ايران حاصل سي سال مبارزه،افراد،احزاب،جنبشهاي مختلف( زنان، كارگران،دانشجويان، اقوام ،... )و سركوب سازمانيافته آنها توسط حكومت جمهوري اسلامي است،در شرايطي كه رژيم با بحرانهاي همه جانبه داخلي و خارجي دست به گريبان بود،جنبش دمكراتيك مردم ايران پس از بحران انتخاباتي تشديد و براي گذار از ساختار نظام به حركت خود شتاب بخشيد.
هم اكنون،زنان،مردان و جوانان دلير ما در بدترين شرايط ممكن و نابرابر در مقابل رژيم اسلامي شجاعانه ايستاده اند و از مدعيان اپوزيسيون مي خواهند از تجربه سي سال مبارزه درس گرفته،حول حقوق دمكراتيك، مطابق با منافع ملي(استقلال،آزادي،عدالت اجتماعي)، خارج از قيد و بندهاي رژيم اسلامي در چارچوب ضوابطي دمكراتيك از جنبش ترقيخواهانه مردم دفاع نمايند و با تمام توان بدور از اختلافات فرقه اي براي مشكلات پيش رو و آينده جنبش پس از حاكميت اسلامي چاره انديشي نمايند.
مطالبات و خواسته هايي را كه مردم در اين جنبش طلب مي كنند خواستهايي دمكراتيك، آزاديخواهانه و فرا جناحي است و با توجه به بحرانهاي اقتصادي پيش رو،انتظار مي رود تا اقشار بيشتري از مردم كه دغدغه هاي اصلي شان "رفاه و عدالت اجتماعي" است مصمم تر از قبل همگام با دمكراسي خواهان در مقابل استبداد صف آرايي نمايند،بنابراين هيچ شخص و يا گروهي اين حق را نخواهد داشت تا جنبش را به "خودي و غيرخودي" تقسيم و از آن در جهت منافع جناحي يا بيگانه بهره برداري نمايد.
اگر آزادي و عدالت را طلب مي كنيم بايد بتوانيم برنامه اي مترقيانه بر پايه اصول دمكراتيك فراروي خود قرار دهيم تا تلاش سه دهه اخير به بيراهه نرود،اگر باورمنديم كه جنبشهاي دمكراتيك رهبران دمكراتيك را طلب مي كند،بنابراين بايد بپذيريم كه گستردگي جنبش كنوني و سركوبهاي استبداد ايجاب مي كند تا عناصر دمكرات انقلابي بيش از گذشته در اين راه تلاش ورزند.
مطمئنا دلسوزان جنبش به اين باور رسيده اند كه فرصت طلبان و بيگانگان در صدند تا" در نبود يك شوراي متشكل از رهبران دمكرات، روند مبارزات مردم را از مسير ترقيخواهانه منحرف سازند و يا در سازش با استبداد آنرا به شكست كشانده و طي پروسه اي فرسايشي از گسترش آن به ديگر طبقات و اقشار جامعه جلوگيري نمايند".
نگارنده معتقد است،نيروهاي صنفي و سياسي بايد بتوانند ضمن حفظ هويت فردي،گروهي و طبقاتي خود در جبهه هاي گسترده تري( جبهه متحد چپ،جبهه متحد دمكراتيك،جبهه متحد اقوام ايراني،جبهه فراگير ملي و ... )كه بيان كننده مطالبات آنان است تشكل يابند،يقينا گردآوري افراد و نيروهاي دمكرات مختلفي كه در بسياري از زمينه هاي ديدگاهي و نظري با هم اختلاف دارند، كاري سخت اما در صورت پاي بندي به اصول دمكراتيك و منافع ملي،ممكن و شدني خواهد بود.
مطمئنا،كساني از مبارزه مشترك و دمكراتيك براي رسيدن به آزادي و عدالت واهمه دارند كه به درك درستي از كار مشترك نرسيده و يا به اصول دمكراتيك اعتقادي نداشته و منافعي غير از حقوق مردم را دنبال مي كنند!
آنچه مسلم است "تنها با رهبري جمعي از منتخبين نيروهاي دمكرات انقلابي با گرايشهاي سياسي مختلف تحت حمايت مبارزات همه اقشار مردم ايران،مستقل از هزموني جناحهاي رژيم و نفوذ بيگانه،مي توان به اهداف و برنامه هاي انساني نائل گرديد".
مبارزين دمكرات و سكولار  شناخته شده و يا گمنام بيشماري در داخل و خارج از كشور وجود دارند كه دغدغه آنها دفاع از منافع ملي بوده و در پيكار با رژيم جمهوري اسلامي به اشكال مختلف هزينه پرداخت كرده اند و منبعد نيز حاضر خواهند بود بيش از قبل براي شكوفايي و ارتقاي جنبش دمكراتيك مردم ايران تلاش ورزند.
اينجانب معتقدم،هموطناني كه به اصول دمكراتيك و رهبري جمعي اعتقاد دارند و خود را مدافع منافع ملي مي دانند و حاضر خواهند بود بدون وابستگي به جناحهاي مختلف رژيم اسلامي و دول بيگانه در عرصه داخلي و خارجي همگام با ديگر شخصيتها از حقوق مردم ايران دفاع نمايند،بايد بهمراه ديگر هموطناني كه به موارد ذكر شده پايبند مي باشند و حاضر خواهند بود در اين راه تلاش ورزند،متحدا براي برگزاري كنگره ملي اقدام نمايند.
همه كساني كه براي آزادي و آبادي ميهن تلاش مي ورزند بايد از اين هموطنان تقاضا نمايند در صورت پذيرش چنين مسئوليت تاريخي،آنها را جهت برگزاري كنگره ملي و تعيين شوراي رهبري موقت و پرداختن به ديگر ضروريات پيش روي جنبش دمكراتيك مردم ايران حمايت نموده و از امكانات و توانايي هاي همديگر در جهت رفع مشكلات بهره برند.
يقينا با برگزاري چنين كنگره اي،همه طيفهاي مختلف سياسي مردم ايران(اصلاح طلب يا انقلابي،مذهبي يا سكولار،كمونيست يا ليبرال،ملي يا مشروطه خواه،چپ يا راست،مدافع جمهوري دمكراتيك فدرال يا جمهوري دمكراتيك ملي و ...  ) نه تنها در شكل يك اپوزيسيون دمكرات و سكولار عمل مي كنند بلكه بعنوان يك آلترناتيو واقعي و تاثيرگذار در عرصه داخلي و خارجي در مقابل رژيم جمهوري اسلامي هويت خواهند يافت و ديگر اقشار جامعه را با اميدواري بيشتري ترغيب به شركت در جنبش فراگير ملي خواهند نمود.اين عزيزان از هم اكنون مي توانند با رعايت اصول دمكراتيك،سنگ بناي يك ساختار انساني را براي بعد از رژيم اسلامي پي ريزي نمايند!
آنچه مسلم است هر كدام از افراد،گروه ها،احزاب و جبهه ها با تعلقات سياسي،گروهي و طبقاتي خود در كنگره ملي حضور خواهند يافت و با حفظ چنين تعلقاتي،مبارزات خود را به شكلي دمكراتيك در كنگره ملي و عرصه جنبش سراسري پيش خواهند برد.
هدف از برگزاري كنگره ملي،تهبه برنامه و راهكارهاي ضروري مناسب براي گذر از رژيم جمهوري اسلامي و برقراري حاكميتي دمكراتيك كه تامين كننده،استقلال،آزادي و عدالت اجتماعي در ميهنمان باشد،تنها با بحثهاي نظري و به اسم سكولاريسم و آزادي،اصلاح يا انقلاب،دمكراسي و حقوق بشر نمي توان جنبش موجود را توده اي و فراگير نمود،براي گسيل نمودن بخشهاي بيشتري از كارگران و زحمتكشان،اقوام ، پيروان ديگر اديان و مذاهب،زنان و ديگر جنبشهاي دمكراتيك مردم ايران به جنبش پيش رو،بايد علاوه بر خواستهاي مشترك ،دردها و مطالبات خاص آنها را شناخت و بهمراه نمايندگان آنها در كنگره ملي چاره انديشي نمود.
پيش بسوي برگزاري كنگره ملي

             نامدار بينام            This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it  
      (هشتم بهمن ماه  1388 )