گزینه ها
خانه
بیوگرافی
یادداشت ها
دیدگاه ها
رویدادها
آرشیو برنامه های رادیوئی
مصاحبه وسخنرانی ها
حقوق بشر/Human Rights
آلبوم عکس
سامانه های سیاسی و خبری
جستجوی پیشرفته
پیوندها

Mrs Victoria Azad is a renowned politician who the past 40 years has worked in opposition against the Islamic Republic of Iran. She is known as a political analyst, writer and debater. Mrs Victoria Azad has initiated and started several important oppositional associations and is one of the founders of Iran Yaran. Mrs Victoria Azad is especially known for her strong connections to the opposition within the country. She has written numerous important articles and is one of the key figures within the Iranian opposition who is frequently interviewed on matters with regard to the current political situation in Iran In 2002 she was nominated for the Swedish Parliament and held a fourth place in the election. She holds a MA in Nursing and leadership and has worked as University Adjunct as well as held several Managerial position within her field of work.
برنامه های تلویزیونی

شبکه ایرانیاران

روی لوگو کلیک کنید

 اولین برنامه ایرانیاران در تلویزیون کانال یک با اجرای ویکتوریا آزاد موسس و رایزن این شبکه با موضوع معرفی شبکه ایرانیاران و استراتژی این شبکه در رسیدن به هدفِ اتحاد در اپوزیسیونِ مخالف با رژیم جمهوری اسلامی اجرا شد.

برای دیدن این برنامه به کانال یوتیوب #شبکه_ایرانیاران رجوع کنید👇
https://youtu.be/QeSoO6CBKm0
این برنامه را در کانال یک نیز میتوانید ملاحظه کنید
https://youtu.be/epM3n11SMqw
#ژنو_اپوزیسیون
#اتحاد_میلیونی
#شبکه_ایرانیاران
#کانال_یک
@iranyarannetwork1398
کتاب اول دبستان

 
متن فارسی و انگلیسی سکولاریسم به قلم آیت الله بروجردی چاپ پست الكترونيكي
سند زیر خطاب به روحانیون و ملی مذهبی های اصلاح طلب درچهارچوب رژیم اسلامی و تلفیق دین و حکومت است
 دانشگاه KSU آمريكا از آقاي بروجردي براي سخنراني در "پنجمين كنفرانس سالانه صلح و مذهب" که در روزهای 26 و 27 مارس 2009 در آن دانشگاه برگزار شد دعوت به عمل آورده بود، مقاله سکولاریسم آقای بروجردی بخشی از مطالبی بوده است که مقرر بود ایشان در آن کنفرانس ایراد نمایند که متاسفانه به علت زندانی بودن، منتفی شد.
متن دعوتنامه آقای بروجردی که توسط رئیس کنفرانس، خانم پرفسور سوزان راینس صادر شده بود به همراه مستندات دیگر همگی در لینک زیر که تقدیمتان میشود، قابل دسترس است.
http://bameazadi14.blogspot.com/2009/10/normal-0-false-false-false-en-us-x-none.html
هم اکنون مقاله آقای بروجردی درخصوص سکولاریزم و جدائی دین ازحکومت را ملاحظه فرمایید


سکولاریسم

سکولاریسم، اندیشه ای ایده آل برای خلاصی انسان از تشکیک معنوی است.
آدمی با تفکرات الهی مانوس بوده و روند تکاملی فکری و طبیعی او، ایجاب می کند که هر نوع نگرشی که ابهامات اجتماعی را دامن می زند و یاس دینی را عارض مي نماید از پیش پای او برداشته شود.
چنانچه به مضرات مذهب دولتی بیندیشیم، در می یابیم که آثار منفی و مخرب آن به قدری گسترده و عمیق است که هرگونه غرور و افتخاری را بر بانیان و مبشران آن می خشکاند.
در احکام اجرائی دین سیاسی، میدان عمل و اختیار جامعه به تنگنا رفته و سوء ظن همگانی بر محوریت مقدسات دینی می آید.
سکولار شدن ایران، تنها راه خلاصی ملت از عقبگردهای معنوی و مادي است.
زیان و ضرری که مردم از دین ستیزی و مذهب زدائی می بینند آنچنان سنگین و سخت است که نسلهای بسیاری را متلاشی می کند و فصلهای خطرناکي را در مقاطع تاریخی باز می نماید که در آن، عدالت، صلح و وجدان بی رنگ می گردد.
بی گمان، دستورات اسلامی را حصارها و مرزهائی فرا گرفته که نیاز به بازگشائی هاي نوین  در هر عصری دارد تا با توجیه به موقع و مدبرانه منطقه ای و عاطفی، رهگشای پیروانش باشد و از سرخوردگیها و دلزدگیهای اجتناب ناپذیر حفظ شود.
هر حکومتي با اعمال قوانین اجتماعی و درون محیطی مي تواند نظم و آسودگی را به ارمغان آورد، ولي در اثر اختلاطش با قواعد اسلامی، به یک معجون ناهمگون و ناهنجاری مبدل می شود.
راه رهائی رعیت از فلاکت استبداد، تقریر خواسته ها و نیازهای عامه مردم در موضوعیت دموکراتیک است.
در وضع قوانين كشور، مي بايد به علائق و گرایشات همه جانبه ملت توجه داشت تا حقوقی از آحاد اهل میهن ضایع نگردد و آنگاه مجموعه ایده ها و نظرات اراده های خلایق این مرز و بوم، به عنوان حاکمیت مطلقه مطرح شود.
آنچه که از تجربیات این سی سال به دست می آید، بی حوصلگی اقشار از فرامین تند دینی است و عدم اقبال اکثریت از توصیه ها و توقعات مذهبی می باشد.
اینک روزگار خشونت و سخت گیری تحت نام آیات آسمانی به سر آمده و بشریت را طاقت بایدها و نبایدهای بی دلیل و منطق، سرریز گشته و سرگذشت حکومتهای دینی، از پیش از این نیز بر نفرت و انزجار اهالی ولایات و ممالک دیگر، حکایت داشته.
جمهوریت در جهان امروز، ملعبه دستهای پنهان دیکتاتوران نامحسوس قرار گرفته و اعصاب ملتها از تقدم خواسته های حکام بر امیال آنها خراب شده.
امروز پیدا کردن یک جمهوری که به واقع کلمه زمامداری مردم را بر مردم و به خاطر مردم، تثبیت کند در همه دنیا کمیاب است و صد خجلت که آمیختن نام جمهوری، با اسلامی، طنز بی نمکی را تحویل داده که انتهایش بی آبروئی خدا و لوث مقدسات آسمانی گشته است.
برای خروج یک ملت تحت ستم از قیود استبدادی با لعاب مذهب، رفراندومی نیاز است به دور از معادلات رایج و حاکم که اصلاح اخلاق ویران شده جامعه کند و پادزهری بر سموم تزریق شده بر پیکر وطن محروم از عدالت از ناحیه شریعت مآبان دروغین باشد که در این رای گیری، هر ایرانی حق انتخاب متد و مدلی از رژیم سیاسی و اجرائی دلخواه را داشته باشد.
عموما نبض جامعه فعلی در مشرب آزادی فکر و استقلال عقیده و رهائی از تفتیش مذهبی و دوری از حصارهای خشک دینی می تپد.
خستگی مفرط مردم از روند مبانی سوخته اسلامی به حدی است که هر نوع تعهد دیرینه و پدری را در زمینه آموزه های دینی بی رمق کرده و ملتی که سی سال قبل به عشق علی و حسین و رضا، شهره بودند اینک از نامگذاری فرزندانشان به این اسامی هم، ابا دارند.
برای نیل به اهداف خیرخواهانه و بشر دوستانه باید به یک اجماع جهانی رسید که مردم اسیر در تارهای عنکبوتی استبداد را همیاری به اقامه دعاوی حقیقی و حقوقي نمود و از تداوم خودکامگی و خودخواهی مجریان قلدر کاست و این مهم میسر نشود مگر به تعدیل قوای حاکم و عقب نشینی های موثر از مواضع زورگویانه و جسورانه او، و شاید نیاز به یک جراحی بین المللی شود تا موازنه قدرت بین حاکم و محکوم، حق نفس کشیدن را به رعیت بی نفس بازگرداند.
گرد آمدن حقوق دانان زبردست و جامعه شناسان حاذق و مصلحین صادق، در یک مجمع و حضور معتمدین و موثقین ملت و نظارت مدافعین صلح و آزادی، راه را برای کشاندن مدعیان دیانت، به گردن نهی به خواسته ها و نیازهای مردم، هموار می سازد.
وجود روحانیون آزادیخواه و مستقل و راست اندیش در چنین جوامعی تاثیر گذار بر اقشار مذهبی خواهد بود، چرا که باورداشتهای ناصحیح و نادرست دینی که معلول شانتاژکاری و مغلطه کاری های ملاهاي درباری بوده، سبب مسخ عقاید روحانی گشته و سرابی از تلقینات بی پایه و اساس را در تفکرات به ظاهر دینی معتقدان به اسلام ایجاد نموده و موجب بسط اقتدار زالوهای مذهبی شده که خون جامعه را به اسم دیانت و معنویت می مکند و به جایش سموم خطرناکی را به نام عبادت، در شریان اجتماع منتقل می سازند که ریشه خداگرائی را می سوزاند و ملتی را به نیستی می برد.
آنقدر دیون کاذبی را بر ذمه اهل اسلام هموار کرده اند که هر نوع اطاعت کورکورانه ای را برابر با اصل ما فرض الله قلمداد می نمایند.
پس این پرده گشائی و رازدري  را دوای بیماری دین زدگی می دانیم و دوران انتقالی از موقعیت وابستگی های ناسالم مذهبی به واقع گرائی دینی، مقدمه ورود به دموکراسی نجات بخش خواهد بود.
اینجاست که نقش فعال و خلاق ما نمودار می شود و عدم توجه جهانیان به مواضع من، به وي‍ژه در طول این سه سال گذشته، ابزار تقویتی در سرکوب داخلی را فراهم آورده، فلذا هم صدائی بین المللی با این پیشوای زندانی و اجماع نهادهای قدرتمند جهانی در تحکیم شعائر و اهدافم روزنه های سکولاریسم و دموکراسی را بازگشائی مي نماید.

سيد حسين كاظميني بروجردي

Secularism
Secularism is an ideal plan for relieving men of all spiritual doubts

Humans have always been acquainted with spirituality and intellectuality and their evolutionary mind, urges them to eliminate things that encourage religious uncertainty and disappointment within a society.

When thinking about the damages and the disadvantages of a religion dependant government, we realize that its negative effects are so widely spread and profound, that they demolish every pride and honor of its establisher.

The orders given by a religious government restrict the movements of that society and bring about suspicions towards the pivotal role of a religion.

Turning to Secularism is Iran's only salvation of a definite physical and spiritual retrogression.

The damages caused by elimination of different religions by the irreligious are so significant that would affect the many generations yet to come for the worse and would bring back dangerous periods in history in which justice, peace and consciences are weaker than ever. 

Without a doubt, Islamic orders are surrounded by many boundaries which are needed to be put away using modern interpretations at all times so that with prudent, regional and emotional justifications could come to its followers help and could be preserved form inevitable contempt and revulsion.

Every government can present its people with discipline, wellbeing and security by applying social and civil rules and regulations, however, the combination of these rules with Islam and its rules is abnormal and uneven.

The only rescue for people from dictatorship, misery and poverty is to incorporate public's general wishes and requests into the subject of democracy. When establishing laws of a country, people's interests, concerns and tendencies should be taken into account in order to prevent their rights being overlooked in anyway and the general views and ideas of the public should be the absolute authority.

The Experience gained from these 30 years since the Islamic revolution, implies the fact that the majority of the public lack respect for the strict and so called "Islamic" regulations and religious expectations. At present, the time of accepting rudeness under the name of "Qur'anic verses" has come to an end. People are tired of unjustified and illogical dos and don'ts and the fate of a religious government has been set as hatred of other countries towards it.

Republicanism is used as a hidden tool by the dictators in order to put their requests ahead of those of people's and understandably they have caused anger within the public. 
Nowadays finding a republican government in which it approves of the public being in charge of the public and for the sake of the public is significantly rare and more embarrassing than that is the association of "republic" with "Islamic" which sounds like a bad joke and has no ending other than disgrace on God and other saints.

The only way to free a country that is under the ill-treatment of a despotic government with a coating of religion is, a referendum destitute of bribery, in order to correct the destroyed manners and to cure this injected infection of injustice. In this referendum every individual should have the right to chose his/her desired method of a political regime. 

Generally, the most important problems in Iran are freedom of mind, freedom of speech, liberty of ideas and avoiding the religious boundaries.

People excessive dislike towards this regime's version of Islam is to the point where efforts are made to forget the Islamic practices taught by their forefathers and the people who, thirty years ago, where famous for their undying love towards Hussein, Reza and Ali, are now even ashamed of naming their children after them.

In order to reach benevolent requests, people of all over the world need to reach a single conclusion and an agreement to free people affected by cruelty and to guide them towards their absolute rights and to stop the bullies' ongoing selfishness and self-centeredness. However this is not achieved easily unless we decide to take the power out of the hands of this regime and to make them withdraw and then maybe we can give our people the right to breathe and live again.

Gathering of all experienced legal experts and attorneys, proficient sociologist, sincere peacemakers and trustworthy people, under the supervision of the defenders of peace and freedom, can give us the opportunity to take over and force this regime to   agree to people wishes. 

Contribution of the liberal, independent and benevolent clergies in this kind of society, can influence the religious crowd for the better, as the incorrect religious beliefs, which are the results of the teachings of this regime's misleading Mullahs have destroyed their beliefs and has created a sea of illogical baseless suggestions in their so called "Islamic" ideas. This is a major reason for this regime's ever expanding power and therefore, they take advantage of this society and its people under the name of religion and inject dangerous misinterpreted beliefs and ways of worshiping God. As a result, respect for God is destroyed and so is that culture.

There are so many false religions surrounding the believers these days that any blind obedience, is considered as words of God and is openly accepted.

We believe that the only cure for the "religious revulsion" disease is disclosing this regime's secrets, and turning to realism and honesty towards a religion as suppose to unhealthy attachments, is considered as an introduction to democracy in Iran.

This is where our active and creative cooperation and contributions become apparent and carelessness of the world towards my situation, especially during the past 3 years, has made this regime more powerful than ever in internal suppression. For that reason international support and assistance for this imprisoned religious leader and an agreement between the powers of the world to strengthening my word and goals, can bring back hope for Secularism and a democratic future for Iran.

Regards
Seyyed Hossein Kazemeini Boroujerdi



 
< قبل   بعد >
 
2007 Victoria Azad